|
علي افشاري و درخواست برگزاري دادگاه علني
نامه سرگشاده اي در آخرين ساعات كاري روز چهارشنبه 27 مرداد ماه از سوي علی افشاری خطاب به رئيس قوه قضائيه انتشار يافت. در اين نامه ، علي افشاري ضمن اشاره به دستگيري او در آذر سال 79 به تمام رفتاري كه با او شده است اشاره اي اجمالي كرده و واقعه شكنجه هاي روحي و رواني و حتي مصاحبه او با گروه تلويزيوني صدا و سيما را شرح داده است . در اين نامه افشاري ، ضمن يادآوري همه سختي هايي كه بر او رفته است از رياست قوه قضائيه درخواست كرده تا دادگاه در اوايل شهريور ماه و در دنباله همان پرونده سال 79 به اتهام اقدام در جهت براندازي حكومت ، به صورت علني برگزار شود. برگزاري دادگاههاي علني و با حضور هيئت منصفه يكي از شرايط مصرح در قانون اساسي است كه فقط در مواردي كه منافي عفت عمومي و امنيت ملي باشد مي تواند به دستور قاضي به صورت غيز علني برگزار شود ، البته شرط ديگري براي غير علني برگزار شدن يك دادگاه وجود دارد و آنكه خود متهم درخواست برگزاري دادگاه غير علني كند. از آنجا كه دادگاه علي افشاري در در برگيرنده اتهامات غيراخلاقي نيست نمي توان مساله خدشه وارد شدن به حيثيت عمومي را دليل بر غير علني برگزار شدن اين دادگاه دانست ، از سوي ديگر چون در رابطه با همين اتهام يكبار مصاحبه و اعترافي تلويزيوني از علي افشاري از شبكه اول صدا و سيماي ايران پخش شده ديگر نمي توان به بهانه خلاف امنيت ملي بودن اين دادگاه را غير علني برگزار كرد و درباره شق سوم قانوني برگزاري دادگاه غير علني نيز بايد گفت كه نه تنها متهم درخواستي در اين زمينه نداشته است بلكه شديدا خواستار برگزاري دادگاه به صورت علني شده است. اميدواريم حالا كه قرار است دادگاهي در جهت رسيدگي به پرونده اتهامات قديمي علي افشاري برگزار گردد ، اولا به صورت علني و ثانيا با حضور هيئت منصفه!!! برگزارشود. در سايه دولت جديد كه شعار اصلي آن عدالت محوري است اميد مي رود كه رسيدگي به پرونده هاي قضايي نيز مشمول عدالت شده و تبعيضات و تضييقاتي كه قبلا وجود داشت مرتفع گردد!!!! |+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه بیست و نهم مرداد 1384 و ساعت 0:5 شاكي پرونده اكبر گنجي وزير مي شود!!
كساني كه كتاب "تلقی فاشیستی از دین و حکومت" نوشته اكبر گنجی را دارند حتما دوباره يك نگاهي به صفحات 357 و358 آن بياندازند. در اين صفحه از كتاب متن اولين شكايت از اكبر گنجي در جمهوري اسلامي ديده مي شود. اكبر گنجي در 29 / 3 / 76 و در سالروز شهادت دكتر علي شريعتي در دانشگاه شيراز سخنراني كرد ، دوستاني كه يادشان مي آيد اكبر گنجي در همان روزگار مدير مسئولي نشريه راه نو را برعهده داشت كه در آن زمان يكي از پربارترين نشيرات تحليلي – سياسي بود. همانطور كه مي بينيد در تاريخ 30 / 3 / 76 آقاي دكتر لنكراني ( رئيس بيمارستان نمازي شيراز ) و دكتر نجابت ( نماينده مردم شيراز در مجلس پنجم ) ضمن محكوم نمودن حضور اكبر گنجي در دانشگاه شيراز ، نسبت به سخنراني او واكنش نشان داده و از دفتر مقام رهبري و قوه قضائيه و امامان جمعه سراسر كشور خواسته اند كه به شدت با گنجي برخورد شود ، و اين آغاز برخورد حاكميت با گنجي بود ، برخوردي كه با شركت او در كنفرانس برلين شدت گرفت و به محكوميت 6 ساله او انجاميد. حالا همان آقاي دكتر لنكراني از سوي جناب آقاي دكتر احمدي نژاد به عنوان وزير پيشنهادي جهت تصدي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي معرفي شده است. من كه نمي توانم باور كنم تنها معيار دكتر احمدي نژاد براي سپردن وزارت به دكتر كامران باقري لنكراني 40 ساله ، فقط تخصص و مهارتهاي تخصصي و مديريتيش باشد؟؟؟؟؟ |+| نوشته شده توسط ایرانی در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384 و ساعت 13:7 پيروزي ديپلماتيك
امروز و در ميان خبرهاي مطرح كشور هرچه گشتم موضوع جديدي براي نوشتن نيافتم زيرا طي چند روز اخير و آينده قطعا خبر غالب اكثر روزنامه ها و محافل رسمي و غير رسمي كشور ، مساله وزراي پيشنهادي دولت به مجلس خواهد بود كه قبلا در مورد آن نوشتم و اميدوارم تا مجلس تصميمي مناسب اتخاذ كند!! اما خبري كه شايد به ايران هم ربط پيدا كند ، عقب نشيني دولت اسرائيل از باريكه غزه است ، بخش رسانه اي منتسب به حاكميت ايران سعي دارد كه عقب نشيني رژيم اسرائيل از سرزمين هاي اشغالي را ثمره مقاومت مردم فلسطين در راه مبارزه با اسرائيل غاصب جلوه دهد ، قطعا مبارزات مردم فلسطين يكي از دلايل عقب نشيني اسرائيل از باريكه غزه و شهركهاي يهودي نشين و واگذاري اين مناطق به دولت خودگران فلسطين بوده است ، اما اگر به صورت ديپلماتيك به قضيه نگاه كنيم درمي يابيم كه عقب نشيني اسرائيل با همه آن كبكبه اش در راستاي اهداف نقشه راه است . اگر دول و گروههاي سياسي و شبه نظامي ماجراجويي كه در منطقه حضور دارند به گروه هاي موجود در فلسطين اجازه بدهند كه خودشان باشند و خودشان در رابطه با مسائل داخليشان و از راه ديپلماتيك و مذاكرات چند جانبه حل مشكل كنند ، قطعا استيلاي آرامش بر سرزمين فلسطين تحت ستم و مردمان آن دور از انتظار نيست. قطعا عقب نشيني اسرائيل از باريكه غزه با همه سرمايه گذاريهايش در ساخت شهركهاي يهودي نشين در چند سال اخير ايهت اين دولت را در نگاه طرفداران افراطي اش و همچنين دشمنانش شكست ، اما بايد پذيرفت كه اسرائيل نيز پذيرفته است كه وعده از نيل تا فرات و بسياري از اهدافش در كتاب پروتكل هاي يهود غير قابل اجراست و از همين روي است كه مي كوشد از روياي ارض معهود به صورت فيزيكي چشم پوشي كند. چشم پوشي دولت اسرائيل از آرمان هاي آژانس بين المللي يهود در تحقق سرزميني از نيل تا فرات قطعا براي ساكنان مناطقي چون فلسطين ، لبنان و سوريه ، مايه شادماني و پيروزي است . براي اين مردم زجر كشيده اين ابتداي راهشان براي بازپش گيري حقوق از دست رفته ، از راههاي مسالمت آميز است اما نبايد فراموش كرد كه دولت يهودي اسرائيل از آرمانهاي بنيادي اش به منظور تسلط بر مناطق مختلف جهان چشم پوشي نخواهد كرد و قطعا اين سلطه را در روشهايي ديگر پي گيري مي كند. به همين منظور لازم است كه كشورهاي منطقه با هوشياري كامل از تنش هاي بي مورد و ماجراجويي هاي ويرانگر اجتناب كرده و با برنامه ريزي هاي فرهنگي و اقتصادي بلند مدت راه را بر سلطه غير محسوس اسرائيليها ببندند. اميد كه پس از آزادسازي باريكه غزه روزي بيت المقدس عزيز نيز از زير يوغ دولت فاشيست اسرائيل خارج شده و به صاحبان اصلي آن كه همان فلسطينيان مسلمان ، مسيحي و يهودي است بازگردانده شود.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384 و ساعت 23:54 همه مردان احمدي نژاد
بالاخره پس از گذشت چندين روز از مراسم تحليف رياست جمهوري در خانه ملت ، محمود احمدي نژاد صبح امروز و طي نامه اي اعضاي كابينه پيشنهادي خويش را جهت دريافت راي اعتماد به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد. براي افرادي كه طي روزهاي گذشته ليستهاي مختلف را ديده و شنيده بودند ، اعلام اسامي ارائه شده زياد تعجب برانگيز و ابهام آفرين نبود. ظاهرا به غير از دو سه نفر معدود بقيه افراد معرفي شده از سوي احمدي نژاد حتي براي بسياري از نمايندگان مجلس و كارمندان شاغل در بسياري از وزارتخانه ها نيز شناخته شده نبودند. از سوي ديگر معرفي برخي از چهره ها جهت تصدي بعضي از وزارتخانه ها بر ابهاماتي افزود كه شعار ايجاد كابينه 70 ميليوني و تلاش در جهت حل سريع مشكلات مردم را به شدت تحت الشعاع قرار داد. براي مثال معرفي افرادي چون مصطفي پورمحمدي جهت وزارت كشور ، حسين صفار هرندي جهت وزارت ارشاد اسلامي ، غلامرضا محسني اژه اي جهت وزارت اطلاعات و منوچهر متكي جهت تصدي وزارت امورخارجه نه تنها نمي تواند نشان از تعامل خوب دولت با مردم و حل مشكلات جامعه باشد ، بلكه بر شكاف ميان دولت و ملت خواهد افزود. منتقدان دولت خاتمي مي گفتند كه وزارت اطلاعات به دليل اينكه يك فرد غير متخصص در راس امور آن قرار گرفته بسيار ضعيف عمل كرده است ، حال چگونه است كه خود همين منتقدان ديروز ، شخصي را معرفي كرده اند كه فقط طي سال هاي مياني دهه 60 و در مقطعي كوتاه در اين وزارتخانه و آن هم در سمت حذب و گزينش نيرو حضور داشته و با فعاليتهاي تخصصي امور امنيتي و اطلاعاتي بيگانه است. بياد بياوريم كه يكي از دلايل استيضاح عبدالله نوري در مقام وزير كشور دولت خاتمي ، عزل و نصب هاي فراوان او در سطح استانداران و فرمانداران بود ، چگونه مي توان باور كرد يك شخصيت كاملا امنيتي و اطلاعاتي مانند مصطفي پورمحمدي در صدر وزارت كشور قرار بگيرد و دست به تغيير و تحولات گسترده و شتابزده در سطح وزارت كشور ، استانداري ها و فرمانداري ها حتي تا سطوح معاونين و مشاورين نزند ؟ آيا صفار هرندي كه تخصصش مديريت استراتيژيك است ( معني مديريت استراتژيك در ايران با همه كشورهاي جهان فرق مي كند ) با آن سوابق درخشانش در بخش تبليغات و اطلاعات سپاه پاسداران و روزنامه كيهان چگونه مي تواند در راس وزارت ارشاد با همه پيچيدگي ها و ظرافتهايش مثمر ثمر باشد؟؟ آقاي منوچهر متكي در طول سالهاي گذشته در كدام سطح از تصميم گيري هاي كلان سياست خارجي حضور داشته كه در شرايط بحران زا و تنش بار كنوني نامزد احراز پست وزارت امور خارجه شده است؟؟ به نظر من دولت احمدي نژاد در قدم اول با چالشي عظيم روبرو شده است ، اينكه آدم هاي چنين دست چندمي از سوي او به عنوان وزير پيشنهاد مي شوند نشان از ضعفهاي عمده ايشان در پيشبرد اهداف و استراتژي هايش خواهد بود. البته اميدوارم كه ملت و مملكت بيش از آنچه كه از گذشته بر او جفا شده است ، جفا و هجران و غم افزون تري مبيناد. لازم به تذكر است كه اكنون وظيفه نمايندگان مجلس به عنوان نمايندگان مستقيم مردم در حاكميت است تا در راستاي وظايف نمايندگي خويش كه همانا حفظ و حراست از حقوق و ديون و شئون موكلان خويش است با درايت درباره كابينه معرفي شده تصميم بگيرند و مصلحت انديشي ها و رودربايستي ها را كنارگذاشته و شجاعانه و عاقلانه تصميم بگيرند.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:2 نامه بلاگرها خطاب به مردم ایران!
روشنفکران، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان، روزنامهنگاران، بلاگرها و گروههای سیاسی مسئولند و باید راهی برای نجات کشور از وضعیت فرسايشی موجود پیدا کنند. نوشتن نامه، امضا کردن طومار، گذاشتن لوگو و اینگونه کارهای دفاعی همواره توأم با خستگی و فرسودگی و تلف کردن انرژی است. چنین کارهایی را ادامه میدهيم اما معتقديم که روند مبارزه اينک شيوهی ديگری را میطلبد.
بيست و شش سال گذشت و ما مدام داريم دفاع میکنيم که آدمی را از دست ندهيم. جمهوری اسلامی همه را به بازی گرفته، و همه مشغول اين مبارزهاند که يک روزنامهنگار کشته نشود، يک وکيل به اتهام جاسوسی در زندان نپوسد، يک زن سنگسار نگردد، و اين بازی تمامی ندارد. بيست و شش سال است که آدمها به جرم جنگ مسلحانه، بابيگری، جاسوسی، زنا، اهانت به اسلام، ايجاد تشويش اذهان عمومی، اهانت به رهبری، و هزاران جرم اينچنينی آزار میبينند و يا کشته میشوند، و ما قبل يا پس از حادثه واکنش نشان میدهيم. روشهای دفاعی نتیجه نمیدهد. ما ایمان و اعتقادمان بر اين است که بايد از جسدبازی فاصله بگيريم، بايد از کابوس آنها رويا بسازيم. ما میتوانيم با طرح موضوع و ايجاد فکر آنها را به موضع دفاعی و سلبی بکشانيم. ما فرهنگ و خبر و هنر توليد میکنيم، آنها اگر میتوانند هزينه کنند و جلو آن را بگيرند. میدانيم که نمیتوانند. ما با آخرين تکنيکها، با تمام امکانات رسانههای جهانی از در و ديوار به درون خانهمان، ايران راه پيدا میکنيم تا جنگيرها بفهمند که جامعه نيازمند رهايیست، که حق انسان اعدام و سنگسار و آويختن و شکنجه و شلاق نيست، که شأن انسان آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است. اگر کسی فکر میکند سید علی خامنهای خداست و شاهرودی و مرتضوی برایش کار عزراییل را انجام میدهند و فقهای شورای نگهبان هم نگهبانان جهنم او هستند، خواهند دانست که يکبار زندگی میکنند، خواهند دانست که فريب اين متقلبان خدازده را نخواهند خورد. نگاه کنید به مجلس مملکت، به رییس جمهورش که بناست کشور را بر پایهی استخاره اداره کند، نگاه کنيد به هجوم چهار پنج سايت و وبلاگ تروريستی که آنها ادارهاش میکنند! باور کنيد از وحشت به این زوزه کشیدن روی آوردهاند. در اندازههای ايران و توان روشنفکرانش نيستند. از ترس و وحشت روزنامهنگاران و روشنفکران و دانشجویان را در زندان سرکوب میکنند که ادای قدرت را دربياورند. هر صدای معترضی را خاموش میکنند، اما نمیدانند که صدای اعتراض از خانهی خودشان، از فرزندشان، از نزديکترين فردشان در سينه مانده است. از ترس آدم میکشند و ناگاه میبينيم جسد چهرهای برجسته در کوچه و بازار پیدا میشود.
ما امضاکنندگان این نامه معتقديم که با ایجاد امید در مردم از این حالت انفعال و دفاعی خارج شويم و در گامهای نخست در حمايت از مردم زجرديدهی کردستان به ياریشان بشتابيم. آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست، و با يورش به تمامی احساس خبری، آنها را از تاريکخانهها بيرون میآوريم. ايران کشور ماست، و آزاد کردنش هزينه دارد. با تمام وجود برای آزادی ايران تلاش میکنيم، و با ايجاد کار فرهنگی و خبررسانی بهموقع و افشای نکبت، به زندگی نور میتابانيم. ايران نيازمند رهايی است، و ما ايرانیها نيازمند هماهنگی و يکپارچگی و فکرهای نو هستيم. حرکت را پرقدرت آغاز میکنيم. اسامی بلاگرهای امضا کننده نامه آریان / امیر آریاپور/ آشیل/ آینده / آزادشو / علی آرام / آبنوس / اعتراض / هشیار ایرانی/ نادر احمدزاده / داریوش اقبالی / اصغرآقا دات کام / کاوه احمدی / عبدالقادر بلوچ/ کيا بهادری / نیما نیلیان بوشهری / برونکا / بیدل / بیبی باران / بابک خرمدین / سارا باقری / بهسوی کامیابی / بوی کهنگی / فرید پویان / PRICE OF THE FREEDOM / توفان آریا تهم/ جهانشاه جاوید/ جهانی دیگر / امید حبیبینیا / خندههای شراب / خُسنآقا / خانوم حنا / خورشید شب / حسن درویشپور/ اردشیر دولت / پویا داراب / دوشمن در خانه / رادیو سپهر / رهایی / روجا / رکگو / مهدی رحیمینصر / روزهای نازی / روح اردیبهشت / Roselaleh / زیر چتر چل تیکه / احمد زاهدی / zehneh-ziba / زیتون / ف.م. سخن / سرزمین آفتاب / ستیغ خانوم / سینهچاک / سایهآبی / فرود سیاوشپور / شیما کلباسی / شبنم فکر / شراگیم / شیطان/ Carpe Diem / صعود برهنه / کورش صحتی / حمیرا طاری / اسدالله علیمحمدی / عرفان / مرتضی عبدلعلیان / Freedom For All / قلم من / فریاد جرس / خشم و هیاهو / فرزاد فدایی / سیامک فرید/ حمید کُدیوری / کاپیتان هادوک / رضا کریمیان / کافکا / کميته مبارزه با سانسور اينترنت در ايران / گوشزد / گل آفتابگردون / گزارش به خاک ایران / دامون گلریز / لندنی / عباس معروفی / من در غربت / مستور / ماهمی / ملا حسنی / مانیا / من یهنفر+شما چند نفر / من یک زنم / مظاهر شهامت / مرتضی نگاهی/ ندای اکبر گنجی / علی نصرالهی / وبلاگ ژینا / پدرام هاشمی / هموطنها / هملت نوشت / پيام يزديان / یک قطره / یوگینی / یاداشتهای یک مرد تنها / ۳ پوینت / دختر همسايه / تردید / محسن خاتمی / داريوش.ش / رضا ایرانی / آرتا داوری / طاهر قاسمی / مزدک کاسپين / برای آزادی اکبر گنجی / مينو سپهر / موناهیتا / زاگرس / رامین مولائی / روزمرگی های شهری / پرنیان / سيدعلی گدا / اردلان / نيما افراز / محمد طه / اميد / مسافری در کوير / نگین / يلدا / ديده بان ايران / ساسان قهرمان / |+| نوشته شده توسط ایرانی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384 و ساعت 2:18 پرونده اي براي يك نفر
درطي شصت ، هفتاد روز گذشته هر وقت كه به روزنامه ها و يا اخبار سايتهاي اينترنتي و روزنوشت هاي وبلاگ نويسان ايراني سري زديم بيشترين حرفها و نوشته ها و تحليل ها در رابطه با اكبر گنجي بوده است. اكبر گنجي كه به سمبل آزادي خواهي و آزادگي در ايران امروز بدل شده است ، اكنون پس از سپري شدن 60 روز از اعتصاي غذاي خويش در وضعيتي بغرنج و بحراني به سر مي برد. اينكه او اكنون در بيمارستان ميلاد و تحت نظر پزشكان نگهداري مي شود ، خود دليل بسيار بزرگي بر وخامت اوضاع اوست چه آنكه هدف دادستان تهران از انتقال او به بيمارستان اين است كه اگر خداي ناكرده اتفاقي براي گنجي روي داد ، پيشاپيش از خود سلب مسئوليت كرده باشد. وقتي مي گوييم دادستاني ظاهرا فقط يك چيز در اذهانمان بسيار پررنگ تر جلوه مي كند و آن هم چيزي جز نام سعيد مرتضوي نيست. قاضي جوان شعبه 1410 كاركنان دولت كه قرباني شدن اكثر مطبوعات اصلاح طلب طي ساليان گذشته و اول از همه روزنامه سلام به دست او صورت پذيرفته است. قاضي جواني كه ورود و ترقي او به دستگاه قضايي نه از روي لياقت و شايستگي و سوابق روشن و درخشان گذشته اش كه مرهون زد و بندهاي خانوادگي و خوش خدمتي هاي او در جهت تحديد جامعه چند صدايي و تكثرگراي پي گير بوده است. قطعا تا زماني كه دست سعيد مرتضوي كه ظاهرا آنقدر قدرت دارد كه دستورات رياست قوه قضائيه براي او بي معناست ، بر روي پوشه اي كه پرونده اكبر گنجي در ان جاي گرفته ، باشد ، سرنوشت روشني براي اين زنداني متصور نخواهد بود. آقاياني كه در طي سالهاي گذشته به قاضي سعيد مرتضوي آنقدر قدرت داده اند كه او امروز هر كاري كه دلش مي خواهد انجام مي دهد ، بايد بياد بياورند كه بحراني شدن پرونده غني سازي اورانيوم و دانش هسته اي ايران از زماني وارد فازهاي جديد و تهديد كننده شد كه مساله قتل خانم زهرا كاظمي با نقش پر رنگ سعيد مرتضوي به وجود آمد ، اگر در آن پرونده براي لحظه اي هم كه شده بود سعيد مرتضوي به خاطر ابهام آفريني هايش مورد بازجويي و سئوال قرار مي گرفت و نتيجه آن شفاف به اطلاع مردم گذاشته مي شد ، شايد دولت كانادا نيز دول اروپايي را به فشار بر ايران به واسطه پرونده هسته اي وادار نمي كرد. فشارهايي كه طي 2 سال گذشته هم باعث صرف هزينه هاي هنگفت به ملت و دولت و مملكت شده است و هم خطر حمله نظامي آمريكا به ايران و تحريم هاي بين المللي بر ضد ايران را افزايش داده است. آيا واقعا سعيد مرتضوي اينقدر مهم است كه چشم پوشي از خطاها و اشتباهات او بايد به قيمت به هدر رفتن منابع كشور ، به خطر افتادن موجوديت و ثبات كشور و فشار دولتهاي خارجي در چشم پوشي از پيشرفتهاي تكنولوژيكيمان ، تمام شود ؟ و يا اينكه مرتضوي فقط يك فرد نيست و يك جريان است كه به اين سادگي نخواهد گذاشت آب خوش از گلوي اين مردم پايين برود و مقابله با اين جريان غير ممكن و محال است ؟ به هر ترتيب حضور مرتضوي در پرونده هاي قضايي گذشته هميشه تنش آفرين ، بحران زا و مخالف يا مولفه هاي امنيت ملي بوده است ، چه خوب كه مسئولان و مصلحت انديشان كشور هرچه سريعتر سرنوشت پرونده گنجي را از زير سايه و سيطره اين قاضي عادل ! خارج كنند تا در اين وضعيت كه كشور با بحران هاي خارجي فراواني در حال دست و پنجه نرم كردن است ، بيش از اين دچار بحران و تهديد نشود.
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم |+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه بیست و دوم مرداد 1384 و ساعت 0:19 |
|





