|
مقصر اصلی در قضیه سد سیوند سازمان میراث فرهنگی است
مطلبی که قبلا درباره خطر آبگیری سد سیوند برای تنگه بلاغی و سایر محوطه های باستانی اطراف آن نوشتم ظاهرا پیامدهایی در پی داشته است. برای مثال معاون و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرده اند که اگر! آبگیری این سد برای میراث فرهنگی کشور ضرر داشته باشد قطعا از بهره برداری آن جلوگیری خواهند کرد!!!. البته این موضوع که تا این حد دل مسئولین میراث فرهنگی برای مواریث تاریخی این کشور در حال سوز و گداز است جای تقدیر و تشکر دارد اما سئوال های متعددی به وجود می آید ، مثلا به فرض که معلوم شد آبگیری این سد برای آثار تاریخی موجود در آن منطقه ضرر دارد ، آیا سازمان میراث فرهنگی توانایی به تعطیلی کشاندن این سد را که میلیونها تومان پول برای آن هزینه شده است را دارد ؟ آیا سازمان میراث فرهنگی با سابقه ای که در رابطه با برج جهان نمای اصفهان یافته واقعا توانایی این را دارد که جلو آبگیری این سد را بگیرد؟ من برخلاف همه کسانی که وزارت نیرو و مسئولان سد سیوند را در این مساله به چشم آدم های غاصب ، فرصت طلب و کسانی که دلشان برای فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم نمی سوزد ، نگاه می کنند ، آنها را خیلی هم مقصر نمی دانم . دلیلم هم این است که در هنگامی که بحث مطالعاتی سد سیوند و مراحل کلنگ زنی و احداث آن در حال جریان بوده است ، مسئولین میراث فرهنگی کجا بودند تا به احداث سدی در محوطه تنگه بلاغی ، 18 کیلومتری پاسارگاد ، 2 کیلومتری تپه رحمت آباد ، 4 کیلومتری کاروانسرای قوام آباد و سایر آثار ناشناخته ای که در آن منطقه وجود دارد ، اعتراض کنند؟ سازمان میراث فرهنگی چرا تا کنون دست به مطالعات اکتشافی در تنگه بلاغی که همه می دانند بخشی از جاده تاریخی و معروف شاهی بوده است نزده اند و حتی به خودشان زحمت نداده اند آن را به عنوان یک محوطه باستانی و یکی از آثار ملی ثبت کنند ؟ آیا سازمان میراث فرهنگی مطالعات گسترده ای را در تپه رحمت آباد که به نظر می آید در زیر آن یک شهر باستانی مدفون شده است انجام داده است تا اگر سد سیوند آبگیری شد لااقل مطالعاتی درمورد آن شده باشد و به تئوری قابل قبولی درباره آن دست یازیده شده باشد؟ سازمان میراث فرهنگی چرا تا کنون هیچ اقدامی در جهت ثبت محوطه باستانی پاسارگاد به عنوان میراث جهانی از سوی سازمان بین المللی یونسکو انجام نداده است ؟ اینکه می گویم محوطه باستانی پاسارگاد به این خاطر است که ظاهرا پس از سالها و طی همین یکی دو ماه گذشته فقط مقبره کورش کبیر جهت ثبت در آثار جهانی از سوی سازمان میراث فرهنگی به یونسکو معرفی شده است در حالیکه در این منطقه بقایای کاخ های بارعام و خصوصی کوروش کبیر ، همچنین بقایایی از یک ساختمان که آن را زندان نام نهاده اند وجود دارد و حتی در نزدیکی آن و در تپه ای که مشرف به محوطه کاخ های کوروش می باشد بنای عجیبی وجود دارد که آن را تخت سلیمان می گویند که ظاهرا قدمت آن به زمانی قبل از هخامنشیان می رسد. سازمان میراث فرهنگی باید پاسخ بدهد که آیا تا کنون منطقه پاسارگاد و بناها و بقایای بناهای موجود در آن تا کنون مورد کاوش قرار گرفته است ( هر چند که می دانم این کار صورت نپذیرفته است ) ؟ آیا نقشه و بانک اطلاعاتی قابل قبولی از آثار و مواریث موجود در منطقه باستانی پاسارگاد ، تنگه بلاغی ، راه شاهی ، شهر تاریخی قصرالدشت ، کاروانسرای قوام آباد و سایر مناطق تاریخی که در محدوده شهرستان تازه تاسیس پاسارگاد به مرکزیت سعادت شهر قرار دارند ، وجود دارد ؟ در اینجا به همه دوستان عزیزی که پیگیر مساله سد سیوند و خطرات احتمالی آن شده اند ، باید بگویم که هر چند اعتقاد من بر این است که آبگیری سد ظاهرا برای منطقه تاریخی پاسارگاد فعلا ضرری نخواهد داشت اما قویا باید از آبگیری آن جلوگیری شود ، چه آنکه با عدم کاوش در منطقه تنگه بلاغی و محوطه رحمت آباد هنوز اطلاع دقیقی از گنج های تاریخی و مواریث مدفون و ناشناخته آین مناطق ، وجود ندارد. و در پایان باید به سازمان میراث فرهنگی گفت که قبل از هرچیز و به صورت ضربتی باید طرح کاوش در این منطقه را شروع کند تا با یافتن بقایای آثار تاریخی در آن بتواند مسئولین را وادار به تعطیل کردن این سد نمایند ، به اعتقاد من تا زمانی که کاوشهای علمی در این منطقه صورت نگیرد و چیزی به عنوان سند ارائه نشود ، آب گیری سد با این استدلال که محموطه دریاچه احتمالی تا مقبره کورش 3 کیلومتر فاصله دارد و همچنین از لحاظ ارتفاع آب نیز سطح آن در نقطه ای زیر ارتفاع مقبره کورش واقع می شود ، سد را آبگیری می کنند و اتفاقی می افتد که اکنون درباره برج جهان نما و سایر جاهایی که به دلیل سوء مدیریت ها از بین رفته اند ، اتفاق خواهد افتاد. |+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه نوزدهم شهریور 1384 و ساعت 13:49 عوضی جنجال به پا نکنید <BR> جای دیگری در خطر است <BR>
در مدت دو هفته گذشته بحث آبگیری سد سیوند( سیبویه ) و به زیر آب رفتن مقبره کورش و محوطه باستانی پاسارگاد در مطبوعات مکتوب و سایتها و وبلاگها به وفور دیده می شود. وبلاگ نویسان و دست اندرکاران عزیز سایتهای اینترنتی با توجه به علاقه شدیدی که به حفظ میراث فرهنگی و تاریخی کشور احساس می کنند به فراخور قلم و نگاه خویش به این موضوع واکنش نشان داده اند که قابل تقدیر و مایه امتنان است. اما نکته ای که از دید بسیاری از دوستان و حتی مسئولان سازمان میراث فرهنگی مغفول مانده مکان سد سیبویه ( همانکه در نوشته های چند روز گذشته با نام سد سیوند مطرح شده است ) و مکان آب گیری سد است. این درست که مکان احداث این سد در فاصله 18 کیلومتری منطقه باستانی پاسارگاد و مقبره کورش کبیر قرار گرفته اما آبگیری سد سیبویه هیچگونه خطری برای این منطقه تاریخی که متاسفانه تا کنون توسط سازمان یونسکو به ثبت نرسیده و هنوز میراث جهانی به حساب نمی آید ، نمی رساند. تعجب من در این است ، برای اولین بار که به موضوع آبگیری سد سیوند پرداخته شد از سوی خبرگزاری میراث خبر ، وابسته به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود و همان تارنما بود که به اشتباه ، آبگیری سد سیوند را خطری برای مقبره کورش دانست. واقعا جای تاسف است که خبرگزاری میراث فرهنگی از مکان های تاریخی این کشور بی اطلاع است و نمی داند که آبگیری سد سیوند برای تنگه بلاغی و تپه باستانی رحمت آباد خطر ناک است نه برای محوطه باستانی پاسارگاد. چند سال پیش فرصتی شد تا با یک هواپیمای سمپاش متعلق به یک شرکت لهستانی که خلبانی آن را یک لهستانی عاشق فرهنگ ایرانی به نام مستر بوگدان برعهده داشت بر فراز آنچه که امروز سد سیوند نام گرفته و زمین های پایین دست آن که قرار بود بعدها به زیر آب برود ، پرواز کردم. وقتی بر فراز آنجه که تنگه بلاغی نام دارد پرواز می کردیم وجود تنگه ای که دارای دیواره های سنگی بسیاری منظمی بود توجه من را به خود جلب کرد. چند روز بعد و با توجه به اینکه عجیب بودن این دره من را بسیار متحیر کرده بود با چند تن از دوستان به تنگه بلاغی رفتیم و از کنار رودخانه ای که آنجا بود مسیری را پی گرفتیم البته بعدها فهمیدم که دره بریده شده مذکور همان جاده شاهیست که توسط داریوش هخامنشی احیا شده بود. برایم عجیب بود که در میان صخره های سنگی بسیار بلندی که در آن مسیر وجود داشت در بعضی نقاط به نظر می رسید که برشی در سنگها ایجاد شده است ، خوب که دقت کردیم دریافتیم بعضی از قسمتهای مسیر این دره طبیعی و برخی به وسیله برش کوه و شکافتن صخره ها ایجاد شده است و از همه جالب تر نوع برش های سنگ بود که با نوع برش سنگ های بزرگ و حجیم در تخت جمشید بسیار شباهت داشت. تمامی ظواهر نشان می داد که این مسیر در زمانی حوالی حکومت هخامنشیان یا در زمان کوروش یا در زمان داریوش با یک نقشه مهندسی دقیق راه سازی و با پیچیده ترین ابزار و آلات حفاری و تسطیح آن زمان ساخته شده است. لازم به ذکر است پس از گذشتن از تنگه بلاغی به دشتی وارد می شدیم که پس از طی مسیری به طول 2 یا 3 کیلومتر به سمت شرق به منطقه پاسارگاد و مقبره کورش می رسید. عجیب بودن این موضوع و تکنولوژی های مورد استفاده جهت ایجاد این راه بین مقبره کورش تا شهر استخر ( لازم به توضیح است که تنگه بلاغی قسمتی از مسیر اتصال پاسارگاد به استخر و پارسه بوده است ) وقتی برایم بیشتر شد که از روی یک نقشه عادی و معمولی ، فاصله میان پاسارگاد تا تخت جمشید را از راهی که حدس می زدم ادامه مسیر تنگه بلاغی به سمت تخت جمشید بود را اندازه گیری کردم ، به نظرم آمد که این راه کوتاه ترین مسیر ممکن بین پاسارگاد تا تخت جمشید است و آن را با جاده فعلی که با ابزارات دقیق نقشه برداری در دهه اخیر ساخته شده بود و از نظر جهت نیز کاملا متفاوت بود بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم که راه احداث شده در زمان هخامنشیان که پاسارگاد را به پارسه وصل می کرد از جاده ای که اکنون این دو نقطه را به هم متصل می کند نزدیک به 35 کیلوتر کوتاه تر بوده است. مساله قابل تامل بعدی وجود محوطه ایست به نام تپه رحمت آباد که اخیرا مورد کاوش قرار گرفته است ، گروههای باستان شناسی خارجی و ایرانی که در طول چند ماه گذشته این تپه را مورد کاوش قرار داده اند به آثار تاریخی مربوط به چند دوره مختلف اسلامی و ماقبل اسلام در این منطقه برخورد کرده اند و هرچه عمق حفاری ها بیشتر شده است شاهد دوره های قبلی مدفون شده در زیر این تپه باستانی بوده اند که گمان می رود قدیمی ترین آنها حتی به زمان قبل از تشکیل دولت هخامنشیان می رسد. اگر چه تپه رحمت آباد که در فاصله 2 کیلومتری سد جدیدالتاسیس سیوند ( سیبویه ) قرار دارد ظاهرا مورد تهدید آبگیری این سد قرار ندارد ( تپه رحمت آباد در اراضی بالا دست سد و دقیقا در کنار جاده اصفهان به شیراز و در نزدیکی کاروانسرای قوام آباد واقع شده است ) اما آبگیری سد و به تبع بالا آمدن سطح آبهای زیر زمینی برای لایه های تاریخی کاوش نشده آن می تواند بسیار خطر ناک باشد . همانطور که گفته شد در پشت سد سیوند و در نزدیکی آن چندین محوطه باستانی از جمله تنگه بلاغی و جاده شاهی و همچنین تپه باستانی رحمت آباد واقع شده است که متاسفانه هیچ کدام از آنها تا کنون مورد کاوش دقیق و همه جانبه واقع نشده اند که آبگیری سد سیوند تمامی میراث احتمالی مدفون در دل این مناطق را برای همیشه در زیر آب مدفون خواهد کرد. آنچه گفته شد هم یادآوری به دوستانی بود که به غلط فکر می کنند که آبگیری سد سیوند باعث لطمه وارد شدن به بخش باستانی پاسارگاد می گردد و توجه آنان به این موضوع که بخش تاریخی ناشناخته ای که احتیاج به کاوشهای باستان شناسی دارد در حال نابود شدن است و هم تلنگری بود به مسئولان میراث فرهنگی تا بدانند که محوطه های تاریخی و باستانی مملکت کجاست تا از آن حراست کنند و آنها را مورد وارسی و کاوش علمی قرار بدهند.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 و ساعت 10:17 |
|





