|
آخرین قصه ظهر جمعه با صدای محمدرضا سرشار
ظاهرا این هفته و پس از گذشت بیش از 24 سال از سپری شدن برنامه قصه ظهر جمعه با صدای محمد رضا سرشار (رضارهگذر) این قصه گوی قصه های ظهر جمعه، برای همیشه از این برنامه خداحافظی کرده و دیگر صدای او از این برنامه، نوازشگر گوش شنوندگان رادیو نخواهد بود. برنامه قصه ظهر جمعه برای اولین بار در همان سال افتتاح رادیو یعنی سال 1319 و به ابتکار مرحوم فضل الله مهتدی(صبحی) پایه گذاری شد که تا هنگام ابتلای او به سرطان حنجره که موجب فوت او نیز شد اداره کننده آن و قصه گوی ظهر جمعه بود. مهتدی نیز چون محمدرضا سرشار نزدیک به 24 سال گوینده نام آشنای قصه های رادیو برای شنوندگان رادیو سراسری بود. اگر پدران من با صدای فضل الله مهتدی نوستالژی قصه ظهر جمعه را بیاد می آورند، هم نسلانِ نسل سومیِ من نیز نوستالژی صدای محمدرضا سرشار برای آنها یاد آور روزهای کسل کننده ظهرهای جمعه و قصه های ظهر جمعه است. محمدرضا سرشار از ابتدای سال 60 تا کنون تنها قصه گوی ظهر جمعه رادیو بوده است، صدای خش دار و جذاب او در آن روزهایی که تلویزیون فقط دارای 2 کانال تلویزیونی بود و آن هم برنامه هایشان معمولا از ساعت 2 بعد از ظهر شروع می شد، تنها سرگرمی بود که فاصله بین ناهار ظهر تا شروع برنامه های کودکان شبکه اول را برای بچه ها و بزرگترهای آن روزها پر می کرد. همه آنهایی که رادیو شنیدن کارشان بود، سر ساعت یک و سی دقیقه هر جمعه فارغ از هرگونه دسته بندی و صف بندی، پیچ رادیو را می پیچاندند تا قصه گوی جمعه برایشان از داستانها و افسانه ها بگوید. اگرچه که محمدرضا سرشار در سالهای میانه دهه شصت نام دیگری برای فعالیتهای نوشتاریش برگزید اما بزرگی نام رضا رهگذر هیچ گاه به پای نام محمد رضاسرشار قصه گو نرسید. شاید بدانید، رضا رهگذر قصه نویس و ادبیاتی به طبقه خاصی از اجتماع از لحاظ سیاسی وابسته بود و اکثرا اعضای همان طبقه نیز به دست نوشته ها و کتابهایش اقبال بیشتری نشان می دادند اما همان شخص در قالب محمدرضا سرشار که این یکی اسم واقعیش نیز هست تحسین همه طیف های جامعه را در قصه خوانی برانگیخته بود به گونه ای که از کلیه گرایشهای سیاسی آدم های زیادی به قصه های ظهر جمعه او گوش می دادند. لحن صدا، جذابیت قصه خوانی، جادوی رادیو، دنیای قصه (که مسحور کننده همه انسانها چه کوچک و بزرگ و چه سیاسی و غیر سیاسیاست) دست به دست هم دادند تا محمد رضا سرشار در قالب گوینده قصه های ظهر جمعه رادیو سراسری مورد اقبال مردم قرار داشته باشد. اما آنجا که همین شخصیت پا در قالب فعالیتهای سیاسی می گذاشت و به عنوان کاندیدای شورا و یا کاندیدای مجلس از سوی طیفی و گروهی معرفی می گردید نه با نام رضا رهگذر که آشنای دوستداران ادبیات جنگ بود و نه با نام محمد رضا سرشار که همه شنوندگان رادیو می شناختندش نتوانست توفیقی بدست بیاورد. شاید دلیل این موضوع این باشد که مردم محمدرضا سرشار قصه گوی ظهر جمعه را دوست داشتند نه محمدرضاسرشار عضو شورای شهر یا وکیل مجلس را. به هرحال پس از 24 سال تلاش صادقانه در 15 مهرماه 1384 آخرین قصه ظهر جمعه با صدای او را می شنویم و به یاد همه گذشته هایی که صدای او تنها جاذبه رادیو برای جذب مخاطب در ظهرهای جمعه بود، دستی به احترام برایش تکان می دهیم و از او صادقانه می خواهیم که وادی ادبیات را با هیچ جایی و هیچ مکانی عوض نکند که متاع ادبیات به هیچ سیم و زری خریدنی نیست که اگر فروخته شود به ثمن بخس واگذار گردیده است. |+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه یازدهم مهر 1384 و ساعت 14:30 |
|






