تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 جوابیه ای به واکنش قلمی آقای فیروز زنوزی جلالی به نوشته سید مهدی شجاعی

به نام سوگند خورنده  لوح و فلم

 

برادر گرامی و منتقد عزیز و جناب آقای فیروز زنوزی جلالی با سلام.

 

                    شید مهدی شجاعی                      فیروز زنوزی جلالی

 

 

اول قضیه گفته باشم من نه عاشق سینه چاک فعالیتهای هنری و ادبی آقای سید مهدی شجاعی هستم و نه زیاد با نقد و نقادی های شما آشنا.

اگر اکنون به خود اجازه داده ام تا در جدال قلمی شما دو بزرگوار ( البته تا الان که سید مهدی شجاعی به مطلب شما جوابی نداده است) وارد شده و در دفاع از برخی گفته های شما نقاد عزیز مطلبی بنویسم صمیمانه عذر خواهی می کنم( البته اگر به کسی و جایی برخورد، اگر هم که نخورد که هیچ).

مهدی شجاعی به عنوان نویسنده سالهاست که شناخته شده است  لا اقل من که 28 سال دارم نوشته های او را سالها پیش و در دوران کودکیم و آن موقع که بیشتر در باره جنگ می نوشت به یاد دارم.

اینکه سید مهدی شجاعی چه شخصیتی دارد و وابسته به کدام طیف است و آیا غم نانش او را به دامان حکومتگران کشانده تا مداحی کند یا خیر اصلا نمی دانم و نمی خواهم که بدانم چرا که اگر بخواهیم درباره مطالب کسی نقدی بنویسیم به ما چه که او این مطلب را به سفارش نوشته یا به خوشآمد و یا غلیان احساسات ادبی طرف بوده است!

نکته اصلی همین جاست جناب آقای زنوزی جلالی!، نکته این است که نقادان ما در کنار نقد فلان اثر ادبی یا هنری بدون در نظر گرفتن هرگونه اخلاقیاتی سرک به زندگی شخصی خالق اثر می کشند و درست یا نادرست به جای نقد آفریده بی محابا و بیشتر از روی بغض و غیض به نقد که نه به واکاوی زندگی و رفتار شخصی آفریننده اثر ادبی یا هنری می پردازند.

البته اینکه شجاعی می گوید همه نقادان، این را با این شدت ، قبول ندارم اما پر بیراه نبود اگر می گفت جمعیت قریب به اتفاق نقادان، می دانید جناب زنوزی جلالی عزیز، قریب به اتفاق نقادان وطنی برعکس آنچه شما گفتید زیاد هم به بالندگی ادبیات و هنر ایران وقعی که نمی نهند هیچ بلکه تیشه به ریشه آن نیز می زنند؟ نقد منصفانه مگر به غیر از نقد تکنیک و زبان و میزانسن و نوع روایت و اینگونه ریزه کاریهای فنی و تکنیکی است؟ متاسفانه از بدو ورود نقد به حوزه عمومی محافل ادبی و هنری این کشور، نقادان به جای واکاوای تکنیکی و علمی به واکاوی و تخطئه شخصی که اثر از آن اوست پرداخته اند و گاه مجنونانه و بی هیچ دلیلی آن شخص را به ندانستن و نفهمیدن و هزار وصله جور و ناجور دیگر متهم کرده اند و از بهر مطرح کردن و مطرح شدن خویش با هرکسی که دشمنی ی با خالق اثر داشته هم پیمان شده اند تا وجود منحوسش! را از روی صفحات ادبیات و هنر و حتی اجتماع این کشور محو کنند.

زنوزی جلالی عزیز!، آنچه که سید مهدی شجاعی درباره صحیح النسب نبودن می گوید نه معنای واقعی و برداشت دم دستی ما از این واژه است که شما به بی پدر و مادر بودن ترجمه فرموده اید بعید به نظر می رسد مهدی شجاعی موقر و متین حتی دشمنانش را هم بی پدر و مادر خطاب کند، اما شاید شما بپرسید که مگر معنی صحیح النسب نبودن چیست؟ البته به اطمینان نمی توانم بگویم که منظور شجاعی اینگونه باشد اما به نظر می رسد فحوای کلام او از صحیح النسب نبودن نداشتن ریشه و علقه صحیح به مکتب نقد و نقد صادقانه است و می دانم که خود حدیث مفصل می خوانی از این مجمل!.

قصدم غسل تعمید کلام شجاعی در آن نوشته کذایی نیست، اما شما که پاسخ دادید چرا به جای جواب کنایه وار سخن گفته اید، یعنی غمگساری های شجاعی در کشتی پهلو شکسته ریاکارانه بوده است؟ یعنی استفاده از پیشوند سید برای او نام و نان آورده است؟ یعنی او در معرفی آثار نویسندگان و شاعران در نیستان هیچ نمی دانسته که چه را منتشر کند و چه را منتشر نکند؟

زنوزی جلالی گرانقدر! آیا این همان نیست که من گفتم و اینکه نقادان ما به جای نقد صحیح دست به ترورهای ناجوانمردانه شخصیتی می زنند؟ اصلا گیریم که شجاعی فحاشی کرده است و از گفتن درباره نقادان وطنی به بیراهه رفته است، آیا نمی توان او را با قول صحیح و با کلام درست و منطقی  به اشتباهش توجه داد و توقع عذرخواهی و یا جواب قانع کننده تری از او داشت؟ یا اینکه باید چون شما آنچنان گزگ به دستش داد که در ادامه مجادلات قلمی اش با شمشیری از رو بسته شده به جنگ بیاید و شاید محیط ادبیات را به فحاشی های دیگری چه از جانب خود و چه از جانب دیگران بیالاید؟؟؟

اما باور کنید به خاطر عقده های خود بزرگ بینی خیلی از نقادان وطنی، محیط و عرصه نقد خالی از نگاههای مشفقانه است، نقد ما به یک بازسازی اخلاقی احتیاج دارد آقا، پس بهتر است به جای جواب دادن به مهدی های شجاعی اندکی در مکاره بازار نقد ایرانی تامل کنیم.

 

مهدی بهروزی

13 آذر 84

|+| نوشته شده توسط ایرانی در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 و ساعت 15:52