تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 یک پیشنهاد وبلاگی

 

قطعا برای همه ما ایرانی ها مساله سرانجام پرونده هسته ای ایران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اینکه یالاخره با ارجاع پرونده ایران چه بلایی سر مردمان ایران می آید جزو سئوالهایی است که همه روزه خیلیها به هنگامی مواجهه از همدیگر می پرسند.

برخورداری از فناوری هسته ای واقعاً حق مسلم همه ماست، مایی که دوست داریم از تکنولوژی های جدید دنیای تحولات فنی و تکنولوژیکی استفاده کنیم. مایی که به دنبال همه نوآوری ها هستیم، دوست داریم در مساله ICT  پیشرفت کنیم، به دنبال نانو تکنولوژی هستیم، به سمت استفاده از سلولهای بنیادی می رویم، تسلیحات متعارف نظامی می سازیم، به روشهای نوین سد سازی، ساختمان سازی، جاده سازی دست می یابیم، نیروگاههای سیکل ترکیبی می سازیم و به هر نحو ممکن سعی می کنیم زندگی را با استفاده از تکنولوژی برای خودمان ساده تر کنیم و به یک آرمان شهر واقعی مادی دست بیاییم، دست یابی به فناوری هسته ای هم مثل همه چیزهایی که به دست آورده ایم یا به دنبال دستیابی به آنها هستیم واقعاً از جایگاه بلندی در میان مردم و پژوهشگران و دانشمندان این کشور برخوردار است اما یک علامت سئوال بسیار بزرگ اینجا وجود دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایرانی در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 و ساعت 18:57  
 بی تفاوتی های چندین ماهه / جنجال های جهت دارانه

 

مطلب خیلی روشن هست. کاریکاتورهایی چند ماه پیش در یک روزنامه دانمارکی بر علیه پیامبر گرامی اسلام (ص) چاب می شود و هیچ کسی توی ایران جیکش هم در نمی آید.

این موضوع می گذرد تا روزهای اخیر که فشارهای فراوانی روی دولت ایران هست و از قضا چند روز پیشش هم دوباره همان کاریکاتورها توی چند تا روزنامه اروپایی دیگر چاپ می شود، به یک باره دولت جمهوری اسلامی که در مساله انرژی هسته ای دستش زیر سنگ قرار گرفته برای کاهش بار روانی داخلی موضوع را در داخل منحرف می کند و تازه بعد از چند ماه یادش می افتد که به توهین به حضرت پیامبر(ص)  یک واکنش اساسی! از خودش نشان بدهد.

درست در همان روزهایی که هفته نامه تمدن هرمزگان به صاحب امتیازی نماینده راستگرای بندرعباس در مجلس هفتم و از روی ناشی گری یک خانم 19 ساله (که مطلب طنز سیاسی موجود ر اینترنت را مطلب  بهداشتی - پزشکی  تصور کرده بود) مطلبی را منتشر کرده بود که موجب بیرون زدن رگهای غیرت خیلی ها در کشور شده بود و راهپیمایی هایی بر علیه گردانندگان آن هفته نامه در بندر عباس و سایر شهرهای ایران برگزار می شد، کاریکاتورهای کذایی روزنامه دانمارکی باز هم در برخی نشریات اروپایی بازچاپ گردید، اما باز هم هیچ اتفاقی رخ نداد تا اینکه مساله اتمی ایران به بالاترین حد حساسیت برانگیزش رسید، اینجا بود که برای انحراف افکار عمومی داخلی موضوع کاریکاتورها به بحث اصلی مسئولین تبدلیل شد و حضرات آیات عظام و مسئولین کشوری و لشکری پشت سرهم شروع کردند به پیام فرستادن تا با بزرگ کردن این سوژه، مساله احتمال رفتن پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد را از کانون توجه خارج سازند.

توهین به پیامبری که بیش از یک میلیارد نفر از مردم کره زمین جزو پیروان ایشان محسوب می شوند بر هر مبنایی که صورت گرفته باشد نه تنها مذموم است بلکه با کنوانسیون حقوق بشر که خواستار احترام به عقاید دیگران هم شده است سازگاری ندارد، چرا که نمی توان به بهانه آزادی بیان و عقیده به شعائر و باورهای اعتقادی نزدیک به یک چهارم  جمعیت جهان توهین کرد و توقع داشت آنان هم ساکت بمانند.

اما نکته اصلی جای دیگری است، این آقایان به اصطلاح مسئولان حکومتی و حتی برخی از مراجع تقلید دینی که متاسفانه آنها نیز به ابزارهای درون دست حکومتگران داخلی تبدیل شده اند، تازه فهمیده اند که کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام به تصویر در آمده که علاوه بر توهین به ایشان کلیه اصول اولیه اسلام که هموراه آن را دین مودت و صلح جلوه داده است ، منافات دارد؟ و تازه متوجه این توهین های سخیف شده اند؟

چگونه است که فریاد وا محمدا و وا اسلامای آقایان در رابطه با کاریکاتورهای پیامبر عظیم الشان اسلام بعد از سه ، چهار ماه بلند می شود اما واکنش آنها نسبت به چاپ یک مطلب طنز در یک هفته نامه پرت محلی که تیراژ محدودی هم دارد و در آن هم هیچ کار خاصی با مقدسات اسلام ندارد، آنی و لحظه ای و همراه با لشکرکشی های سبوعانه و بیانیه های شدید اللحن است؟

یعنی اینقدر انقلاب اسلامی ما و شما که همواره نقدهایی جدی به عملکردهای مسئولینش وارد است مقدس تر از پیامبر گرامی اسلام است که توهین در مقابل اولی را به طرفه العینی پاسخ می دهید و در مقابل توهین به مورد دوم ماهها سکوت می کنید و به یکباره و آن هم وقتی که کشور درگیر مساله دیگری شده است فریاد وا اسلاما سر می دهید؟

در مظلومیت پیامبر خاتم (ص) همین بس که برای حمایت از او عده ای مردم گرسنه و فقیر در کشمیر احساس مسئولیت می کنند و راه پیمایی های اعتراض آمیز راه می اندازند تا آنجا که پسر بچه خردسال کشمیری روی کاغذی می نویسد: "ای پیامبر عزیز جانم به فدایت من هرگز اجازه توهین را به تو نمی دهم" اما فلان مسئول مملکتی ایران و یا فلان مرجع تقلید ایرانی که هر چه پیدا کرده و به دست آورده از صدقه سری ایجاد یک حکومت اسلامی بوده است اعتراضی نمی کند تا وقتی که لازم شده باشد؟

چطور مردم درگیر با زلزله کشمیر که در امنیتی ترین قضای ممکن دارند زندگی می کنند چهار ماه پیش از انتشار این کاریکاتورها مطلع شدند و اعتراض هایشان نه تنها کشمیر که تمامی شهرهای مسلمان نشین پاکستان ، هندوستان، مالزی ، اندونزی، فیلیپین، کشورهای عربی و شهرهای عمدتا مسیحی نشین اروپا و آمریکا را فرا گرفت اما در ایران اسلامی! هیچ کس مطلع نشد و واکنشی در خور شان و مقام پیامبر بزرگ و بی بدیل اسلام (ص) از خودش بروز نداد؟

پاسخ به این سئوال به نظر من 2 تا جواب بیشتر نمی تواند داشته باشد، یا در نظر آقایان و بر اساس سیاستهایشان پیامبر اسلام (ص) که اتفاقا بنیانگذار و سرسلسله و موسس  دین اسلام هم می باشند از چندان اهمیت خاصی در نظرگاه ایشان برخوردار نیست و یا اینکه آقایان مسئولین و برخی علمای دینی!!! فقط هنگامی اظهار نظر می کنند که آن اظهار نظر یا در جهت سیاست بازی هایشان باشد و یا اینکه با بهره برداری تبلیغاتی از آن بتوانند چیزهایی را مخفی کنند و یا از شر چیزهایی که خودشان را درگیر و در مخمصه آنها می بینند خلاصی دهند. ؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!

اینجاست که مشخص می شود، اسلام و بزرگترین شخصیت اسلامی یعنی پیامبر گرامی آن ، حضرت محمد بن عبدالله ( صلی الله علیه و آله وسلم ) تنها ابزاری هستند جهت سیاست بازی و حکومت کردن برخی آقایان در ایران، مساله ای که جایگاه دین و دیانت را در ایران روز به روز تخفیف داده و به همین خاطر روزبه روز از شمار دینداران و مومنان واقعی این کشور به دلیل همین سیاستهای رذیلانه و استفاده های ابزاری حکومتگران به همدستی برخی از علمای اسلامی!! کاسته شده و کاسته می شود.

محمدا (ص) ، بر این پیروان حقیرت ببخشا که اکنون چنین عافیت طلبانه در کنج خانه های خویش نشسته اند و بر این همه ظلم و جنایتی که در حق تو ، رسالت تو ، شریعت و دیانت تو و خاندان پر مقدار و با فضیلت تو می شود از ترس غم نان هایشان دم بر نمی آورند.

پیامبرا، این روسیاهی را تاکی باید با خود همراه کنیم که حتی محرم حسین تو نیز هیچ تاثیری بر ما ندارد و اندکی رگ غیرت و تعصب ما را نمی جنباند که هرچه کشیده ایم از نادانی های خود دیده ایم و هر مظلومیتی بر ما تحمیل شده است  ناشی از خاموشی خودمان بوده است.

|+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 10:17