تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 سال پیامبر اعظم!

راستش را بخواهید از زمانی که سال 1385 به عنوان سال پیامبر اعظم اعلام شد نتوانستم با این صفت اعظم کنار بیایم، در حقیقت از وقتی که نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله به گوشم خورده است هیچ وقت ایشان را با صفت اعظم نه خطاب کرده ام و نه شنیده ام که کسی به این صفت ایشان را مورد خطاب قرار دهد. اصولا اعظم نشان دهنده کمیت است، نشانگر برتری نسبی کسی بر اشخاصی دیگر است و قبول که از نظر همه ما مسلمان ها پیامبر اسلام (ص) دارای مقامی رفیع تر از سایر پیامبران است اما اصلا این توی ذهن من قابل هضم نیست که پیامبر رحمت را با صفت اعظم معرفی کنم. همین موضوع من را درگیر با خودش کرده بود تا اینکه از قلم عطاء الله مهاجرانی در سایت شخصی اش مکتوب، مطلبی را در همین رابطه مطالعه کردم و از قرار دیدم که او هم دقیقا مثل من این لفظ اعظم برای پیامبر را خیلی غریب می داند.

آخر من هر جا صفت اعظم را در پسوند نام کسی شنیده بودم یا خواب گذار اعظم بود یا شراب دار اعظم و یا کاهن اعظم که همه آنها از نظر من یک بار منفی داشتند، اصلا چه اشکال داشت که امسال به نام پیامبر اسلام  یا پیامبر اکرم یا مکرم یا پیامبر رحمت نام گذاری می شد تا علاوه بر مانوس بودن این ترکیب با شنیده های قبلی مان به نوعی به جنبه باطنی صفات پیامبر اشاره می شد و نه چون ترکیب پیامبر اعظم که ترکیبی کمی است.

حیفم می آید در انتها اضافه نکنم که متاسفانه اکثر برداشتهای ما از دین و پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام، دارد تبدیل به برداشتهایی کمی می شود، فلان تعداد روز عزاداری، فلان تعداد نفر مسلمان، فلان رکعت نماز مستحبی، فلان مقدار خمس و زکات و صدقه! به راستی روح دین و دیانت در پس این اعداد و ارقام و اینگونه مقایسه های کمی دچار تزلزل نشده است؟

آیا با وجود این جور مقایسه ها و آمارها واقعا اسلام حقیقی و راستین به مردمان جهان شناسانده و معرفی می شود؟ اصلا چقدر تلاش کرده ایم تا پیامبر گرامی اسلام را که در قرآن از او به عنوان رحمتی برای عالمیان نام برده شده است همانگونه که بوده است برای لا اقل انبوه بیش از یک میلیارد مسلمان معرفی کنیم و به جای مقایسه ایشان با پیامبران دیگر، سیره و روش و منش ایشان را به جهانیان بشناسانیم؟

تا کی باید اسیر صورت باشیم و از سیرت ها غافل شویم؟ به خدا ترکیب پیامبر رحمت خیلی قشنگ تر از پیامبر اعظم است. نیست؟

 

|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:40  
 جشنواره فیلم دانشجویی و نظر مشاور هنری رئیس جمهور!!!

خبرگزاری فارس یه نقل از جواد شمقدری کارگردان سینما و مشاور هنری رئیس جمهور نوشته است:  "فيلم هاى دانشجويى ارائه شده به دومين جشنواره فيلم دانشجويى كمتر برخاسته از فرهنگ و باورهاى ما بود و براى رسيدن به الگوى موفق در بين فيلمسازان جوان بايد آنها را در رسيدن به اين جايگاه يارى نمود. جواد شمقدرى با بيان مطلب فوق يكى از دلايل كمبود آثار شاخص در بين دانشجويان را نبود تجربه كافى و محدوديت در شناخت حوزه هاى اجتماعى و حتى زندگى دانست و گفت: دانشجويان ما در حال حاضر در كسب تجربه در زندگى روزمره محدود عمل مى كنند و بيشتر از روى تكليف آموزشى به ساخت يك فيلم مبادرت مى ورزند. "

فکر می کنم مطلب خیلی جالبی بود. وقتی یک شخصی که ادعای کارگردان بودن سینما را دارد و اینقدر بسته فکر می کند از امثال آقایانی که کارشان سیاست و سیاست ورزی است دیگر توقعی به جا نمی ماند.

وقتی آقای کارگردان سینما که به مدد ساختن فیلم تبلیغاتی یک کاندیدای ریاست جمهوری حالا عنوان مشاور هنری رئیس جمهور را هم یدک می کشد توقع دارد که همه فیلم سازها مثل او فکر کنند و درباره همان سوژه هایی که باب میل اوست فیلم بسازند دیگر توقعی از برخی سیاستگذاران عرصه سینما و فرهنگ که عمری را در روزنامه کیهان به پرونده سازی برای دگر اندیشان و دگرباشان سپری کرده اند باقی نمی ماند.

این چگونه است که آقای جواد خان شمقدری به خودش اجازه می دهد فیلم های دانشجویان در جشنواره فیلم دانشجوی  را از این بعد ضعیف بداند که سازندگان آنها شناخت کافی از حوژه های اجتماعی و حتی زندگی ندارند؟

یکی نیست به این آقای محترم بگوید، آخر عزیز دل برادر! جشنواره دانشجویی که فستیوال ونیز، کن، اصفهان و یا جشنواره فیلم فجر نیست که توقع داری همه آثار آن در حد آثار جیم جارموش و تارانتینو و یا نادر طالب زاده باشد.

جشنواره فیلم دانشجویی یعنی محلی برای ارائه تجربه های فیلم سازی عده ای دانشجوی سینما و یا علاقمند به فیلم سازی برای به نمایش گذاردن آموخته هایشان در کلاس های درس.

قرار نیست که محصولات چنین جشنواره ای به گیشه های سینماها توجه داشته باشند و یا به وام های اعطایی وزارت ارشاد، تا به واسطه آنها هر آش شله قلم کاری را با میزان آب و روغن بالا به خورد تماشاگر بدهند و یا اینکه برای گرفتن فلان وام و تسهیلات و یا فلان سمت و رتبه تن به هر سیاست ورزی دولتمدارانه ای بدهند.

یا شاید اگر این بچه های دانشجو می آمدند و فیلم هایی درباره دفاع مقدس که حتی روزهای پایانی اش را هم به یاد نمی آورند ، و یا درباره معجزه و این جور چیزها فیلم می ساختند (و یا هر آنگونه که باب میل آقای شمقدری و همپالگی هایش باشد) می شدند جوانان متفکر و فهیم فیلم ساز و حالا که این کارها را نکرده اند شده اند آدم های نفهمی که از اوضاع اجتماع و زندگی هیچی سرشان نمی شود؟

آقای شمقدری حضرتعالی خیلی اگر هرمند تشریف دارید با بودجه خودتان و یا یک تهیه کننده مستقل بیایید فیلمی بسازید که لااقل اندکی مخاطب جذب کند، آن وقت نظر بدهید که بچه های فیلم ساز جوان امروز که هنوز فارغ التحصیل هم نشده اند، شعور فیلم ساختن دارند یا نه!

جناب آقای شمقدری! این الگوی موفقی را که از آن دم می زنید چیست؟ لااقل بنشینید و یک الگوی موفق درست کنید تا همه این نفهم ها بدانند که از روی کدام الگوی موفق باید فیلم بسازند.

 

|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:32