|
شهادت دکتر شریعتی
امروز مصادف است با سالروز درگذشت مشکوک و شهادت گونه دکتر علی شریعتی، یکی از بزرگترین مبارزان راه عدالت و آزادی و معلم روشنفکر انقلاب. در چنین روزهایی و در ۲۹ خرداد ماه ۱۳۵۶ دکتر علی شریعتی که با نام اصلی علی مزینانی موفق به فریب ماموران ساواک شده و از کشور خارج شده بود به طرز مشکوکی و در آپارتمان دکتر حبیبی در حالیکه فرزندانش در کنارش بودند در گذشت. علی شریعتی که دانش آموخته رشته جامعه شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه بود در طول سالهای حیاتش سعی داشت با تعلیم اسلام انقلابی به جوانان کشور از سویی آنان را از ظلم طاغوتها برهاند و از سوی دیگر با مبارزه با روحانیت متحجر دامان اسلام را از خرافات و آفتهای تحجر پاک گرداند. شریعتی ۲ دشمن داشت یکی حکومت پهلوی که درسهای شریعتی در حسینیه ارشاد باعث شده بود یک قشر جدید دانشگاهی و تحصیل کرده مسلمان و مبارز پدید بیاید و دیگری روحانیت متحجر که اندیشه های شریعتی را مانع دینمداری کاسبکارانه شان می دانستند و به حق که از سوی همین ۲ دسته رنجهای فراوان دید و مرارتهای بسیار را به جان خرید، از جمله آنان زندانهای طویل المدت دولتی و لعن و تکفیرهای منبری و حوزوی بود. شریعتی نگاه بیدار و اندیشه هشیار یک نسل انقلابی عدالتخواه آرمانگرا بود، نسلی که توانست با تکیه بر اندیشه های شریعتی انقلابی عظیم را سامان ببخشد و بر طاغوت زمان پیروز شود و اگر چه طاغوت را توان شکستنش بود اما همان انقلاب مایه پر و بال گرفتن تحجر دینی شد. به گواه آشنایان شریعتی، او قبل از عظیمت به فرانسه به دلیل استعمال بیش از حد سیگار مجبور شد تا تستهای پزشکی بدهد که نتیجه آنها از سلامتی کامل قلب و ریه او حکایت داشت، اما به ناگاه در ۲۹ خرداد اعلام شد که دکتر علی شریعتی به دلیل استفاده بیش از حد سیگار دچار انسداد تنفسی شده و از دنیا رفته است، این مساله از سوی همه نزدیکان شریعتی مورد تشکیک قرار گرفت تا آنجا که مرگ مشکوک او به ساواک و عوامل آن نسبت داده شد و او معلم شهید انقلاب نام گرفت. بعد ها و در زمانی که یکی از عوامل جاسوس در سالهای اوایل دهه ۶۰ در تهران دستگیر شد از او مقادیری پودر سفید مشکوک به دست آمد که فرد مزبور اعتراف کرد این مواد در سیگار ریخته می شده و برای ترور مخالفان مورد استفاده قرار می گرفته است و شاید همو بود که برای اولین و آخرین بار خبر داد که در مرگ دکتر شریعتی از همان مواد استفاده شده است. شریعتی چه شهید شده باشد و چه به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد به عنوان یک معلم بزرگ و انقلابی در خط آزادیخواهانی چون چگوارا، عبدالناصر، موسی صدر و شاید بالاتر از آنان همواره قرار خواهد داشت و یاد و نامش تا انتهای تاریخ در گوش انقلابیون و اصلاحگران دینی ایران باقی خواهد ماند. روحش شاد.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 9:42 اخطار برای مصباح
حتما خبر جنجال در سخنرانی هاشمی رفسنجانی را شنیده اید جنجالی که از سوی یکی از شاگردان مصباح یزدی به نام علی ابوترابی فرد در مراسم سخنرانی هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت معصومه (س) و در روز 15 خرداد امسال اتفاق افتاد. رخدادی که می توان از آن به تقابل اندیشه های مصباح با حضور هاشمی تعبیر کرد. در طول مدت زمان سپری شده از این اتفاق تا کنون اظهار نظرهای زیادی راجع به این ماجرا شده است، از سخنان خود هاشمی در مراسم کذایی که همگان را به حفظ انسجام فراخوانده و برهم زنندگان این انسجام را عواملی منافق و فرصت طلب نامیده تا روسای احزاب و تشکل ها که چنین برخوردهایی را به دور از شان هاشمی و انقلاب دانسته اند. موسسات وابسته به مصباح نیز علی رغم اینکه از این واقعه اظهار خوشحالی نکرده اند اما ظاهرا ناراحت هم نیستند چرا که رئیس دفتر مصباح بارها اعلام کرده است که "آیت الله مصباح در رابطه با این واقعه نفیا و یا اثباتا مطلبی عرض نکرده اند." اما آنچه در این واقعه و اینگونه اظهار نظرها مهم جلوه کرده، خبری است که در یکی از بولتن های محرمانه یکی از نهاد های امنیتی به چاپ رسبده است، آنجا که نویسنده این مطلب مصباح را به واسطه فعالیتهای شاگردانش بیم داده است به سرنوشت آیت الله ها شریعتمداری و منتظری، که چگونه به خاطر اطرافیانشان یعنی اعضای جمهوری خلق مسلمان و گروه سید مهدی هاشمی از اریکه قدرت دینی به زیر کشیده شدند و در کنج انزوا قرار گرفتند. فراموش نکنیم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان گارد حفاظت از جمهوری اسلامی تاسیس شد و هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا در امور جنگ و به عبارتی دیگر فرمانده اصلی جنگ 8 ساله ایران و عراق نفوذ فراوانی در میان بدنه اصلی سپاه دارد چه اینکه تیم حفاظت او که حتی از تیم حفاظت آیت الله خامنه ای نیز گسترده تر، مقتدر تر و روزآمد تر است گواه این نکته است، البته نباید این سخن مرحوم امام (ره) بعد از ترور نا فرجام هاشمی در سال 1360 را فراموش کنیم که فرموده بود: " انقلاب زنده است چون هاشمی زنده است" سخنی که بعد از ذبح گوسفند نذری آیت الله خمینی برای سلامتی هاشمی از سوی آن مرحوم نقل شده است و همچنان در گوش پاسداران انقلاب اسلامی طنین افکن مانده است. حال در یکی از بولتن های محرمانه یکی از نهاد های زیر نظر سپاه به شدت به مصباح در رابطه با نوع برخورد او و شاگردانش با هاشمی انذار داده شده و او را با تامل در رابطه با سرنوشت 2 آیت الله مقتر در اوایل انقلاب، بیم داده است ، همه و همه نشانه آن است که هاشمی اگر چه در طول چند سال گذشته از سوی صندوق های رای شکست خورده است اما این اجازه را نخواهد داد تا طلبه ها و آیت الله ها و آن هم از حجره های حوزه علمیه حقانی و اتاق های موسسه پرتو اتمام حیات سیاسی او را رقم یزنند. اگر اعتراف یک عنصر نامعلوم الحال در پروژه کودتای نوژه باعث اضمحلال آیت الله شریعتمداری شد و اگر پرونده سازی های محمد محمدی نیک (ری شهری ) برای سید مهدی هاشمی و آیت الله منتظری باعث شد تا این مرجع تقلید از قائم مقامی رهبری برکنار شده و حتی سالها مجبور به حبس خانگی شود اما این بار برای اضمحلال آیت الله مصباح یزدی و اطرافیانش نیازی به اعتراف گیری های سازمان دهی شده نیست. اگر قرار باشد پرونده ای برای او و اطرافیانش باز شود کافی است تا نگاهی به حوادث دینی خشونت بار طی 8 سال گذشته انداخته شود. قتل های زنجیره ای .... جنایات کرمان ... سعید حنایی ... اغتشاش در سخنرانی های برخی از مسئولین مملکتی .... تئوریزاسیون خشونت در خطبه های نماز جمعه ... هویت .... چراغ و خیلی چیزهای دیگر. آیا هاشمی این بار هم موفق خواهد شد یک آیت الله دیگر را از سر راه بردارد؟ |+| نوشته شده توسط ایرانی در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 12:0 |
|





