تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 پاسخی به انتقاد بسیجیان از خاتمی

 

درخبرها خواندیم که ۸ تشکل بزرگ دانشجویی کشور طی اطلاعیه ای مشترک به سخنرانی های خاتمی در آمریکا انتقاد کرده اند.

این که فرهنگ انتقاد در جامعه نهادینه شود امر مبارکی است که همه آزادی خواهان و آزاده گان از آن حمایت می کنند و معترف خواهند بود که انتقاد موجب بالندگی و افزایش گفتگوی بینابینی خواهد شد.

انتقاد این افراد به طور مشخص به گوشه هایی از سخنرانی های خاتمی و یا مصاحبه هایش بر می گردد که در آنها هولوکاست را نفی نکرده، از حق انتخاب فلسطینی ها برای آینده شان دفاع کرده و با این حرفهایش تاکید کرده است که ایران به حقوق فلسطینی ها هرآنگونه که خودشان بخواهند احترام خواهد گذارد.

اما در بخشی از این انتفاد تاکید شده است که: " در اين باب مسائل گوناگوني قابل طرح است اين كه آيا مي‌توان از وجهه و شهرتي كه به بركت زمامداري نظام اسلامي كسب شده براي خدشه‌دار كردن و زير پا گذاشتن مرزهاي اعتقادي و سياسي انقلاب استفاده كرد؟ اين كه آيا كسب وجهه در محافل رسانه‌اي غربي ارزش خروج از جغرافيايي نظري انقلاب اسلامي را دارد؟ و اين كه آيا چنين محافل و سفرهايي مكان مناسبي براي درد دل كردن و افشا نمودن اسرار درون است."

سخن بنده اینجا ست که مگر خاتمی گفتمان امروزیش با گفتمانی که در مراحل کاندیداتوریش برای تصدی ریاست جمهوری داشته تغییری کرده است؟ آیا خاتمی با همین نوع تفکر و گفتمان نبود که توانست طی دو مرحله انتخابات ریاست جمهوری در کشور مجوعا بیش از 40 میلیون رای به خودش اختصاص دهد؟ و آیا واقعا در آن مقطع صاحبان آن 40 میلیون رای نمی دانستند که به چه کسی و با چه تفکری دارند رای می دهند؟ و آیا همانان همگی با مرزهای اعتقادی و سیاسی انقلاب به قول شما ها مشکل داشتند که به کسی رای دادند که می خواست مرزهای اعتقادی و سیاسی انقلاب را در هم بنوردد؟

تا آنجا که من می دانم گفتمان خاتمی همان است که بود. گفتمانی که در پشت آن نظریه گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها و تنش زدایی و فرهنگ مدارا و تسامح وجود دارد. اتفاقا خاتمی در چارچوب مرزهای اعتقادی و سیاسی انقلاب فعالیت کرده و می کند، مگر نه این است که نماینده محافظه کار دولت آمریکا در کنگره در همین سفر اخیر از او با لقب " نماینده نظام فاشیستی جمهوری اسلامی" یاد کرده که همین نشاندهنده این است که اتفاقا خاتمی نماینده انقلاب ایران است اما از نظر من نه نماینده یک دولت و نظام فاشیستی که نماینده یک حکومتی است که می خواهد منادی صلح و مدارا باشد، نظامی که دوست دارد با تمام دنیا تعامل سازنده و مثبت داشته باشد و جهان را به جایی برای زندگی بدل کرده و آن را از نابودی و جنگ دور نگه دارد.

برادران عزیز، چه بخواهیم چه نخواهیم خاتمی نماینده توده ای عظیم از تفکرات موجود در ایران است و به زعم من نماینده و تریبونی بسیار شایسته و خردگراست که در طول 2 انتخابات ریاست جمهوری بالاترین رقم طرفدار را در طول حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است و باور بفرمایید که شما نمی توانید نمایانگر و منادی تفکری باشید که فکر می کند این خودش است که فقط حق تعیین چارچوب ها را دارد که اجازه می دهد عده ای در درون این چارچوبها قرار بگیرند و عده ای خارج از آن.

باور بفرمایید که تفکر شما تفکر غالب و قاطبه مردم ایران نیست و آنچه را که به عنوان مرز اعتقادی و سیاسی  قبول کرده اید نه تنها امروز که در زمان انقلاب شکوهمند اسلامی نیز مد نظر ایرانیان نبوده و نخواهد بود.

توجه شما را به جمله ای از سید حسن نصرالله این رهبر شجاع مقاومت حزب الله جلب می کنم که گفته بود " اگر می دانستیم گروگان گیری 2 نظامی صهیونیست تا این حد برای لبنان خرابی به بار می آورد به هیچ وجه این کار را نمی کردیم". در حقیقت این سخن نصرالله ترسو بودن او را نشان نمی دهد چرا که او در همه مقاطع زندگیش ثابت کرده است که مردی بسیار دلیر و شجاع است، بلکه نشان می دهد که در نوع نگاه و نگرش سید حسن نصرالله چیزی به نام خردگرایی وجود دارد که در نگاه و اندیشه خاتمی نیز به وفور دیده شده است.

برادران عزیز بسیجی باور کنید به غیر از امام حسین (ع) که به واقع یک الگوی تمام عیار برای آزاده گان جهان به شمار می روند امامان معصوم دیگری چون امام حسن(ع) این فزرند به واقع مظلوم فاطمه (س) نیز وجود دارد که او نیز الگوی مسلمانان و آزاده گان هست.

سخن پیامبر (ص) را فراموش نکنیم که فرموده است حسن و حسین ( علیهم السلام ) رهبران این جامعه اند چه در قیام باشند و چه در قعود. (نقل به مضمون).

خداوند به همه ما وسعت نظر و تفکرات سازنده  عنایت فرماید.

|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت 11:59  
 اسلام ترسی به پاپ هم رسید؟

حتما در طول چند سال اخیر که از حملات یازده سپتامبر آمریکا گذشته است با واژه Islam Phobia یا همان هراسیدگی از اسلام مواجه شده اید. هراسیدگی از اسلام قبل از آنکه محصول خشونتهای بنیادگرایان اسلامی باشد، محصول بهره برداری های سیاسی- تبلیغاتی از وقایع تروریستی یازدهم سپتامبر است.

ریشه یابی مساله اسلام هراسی  و شیوع روزافزون آن در طول سالهای اخیر نیاز به موشکافی و مداقه بیشتری دارد که از مجال و حوصله وبلاگ خارج است که امیدوارم در آینده بتوانم در چند بخش مجزا به آن بپردازم.

اما نکته ای که ذهن من را در چند روز گذشته به خود مشغول کرده است، اظهارات پاپ بندیکت شانزدهم در تقببیح جنگ مقدس ، با رویکرد تخطئه اسلام در این زمینه است.

مدتها بود که پاپ ها به عنوان رهبران کاتولیکهای جهان صرفا یک متکلم بودند و اندر اتفاقات سیاسی جهان کمتر اظهار نظر صریح می کردند چه برسد به اینکه از باب سیاست، مذاهب و ادیان دیگر را مورد توهین آشکار قرار دهند.

در شرایط کنونی که دولتهای زورمند جهان مثل آمریکا سعی دارند به اندک بهانه ای مسلمانان را با انگ تروریست بودن به کام مرگ و نیستی بکشانند آیا این اظهارات پاپ علاوه بر اینکه احساسات مذهبی مسلمانان را جریحه دار می کند، بهانه ای به دست افرادی مثل بوش نمی دهد تا با سوء استفاده از این سخنرانی مذهبی هرگونه تحرک مسلمانان را به تروریست خود تعریف کرده خویش تعبیر کرده و آنان را به کام مرگ و فلاکت بکشاند، منابعشان را نابود کنند، دولتهایشان را ساقط و حتی روند اقتصاد ملی و جهانی را دچار چالشهای جبران ناپذیر کنند؟

مرحوم پاپ ژان پل دوم به واقع مظهر و منادی صلح عیسوی بود و در طول سالهایی که بر کرسی رهبری واتیکان تکیه زده بود هیچگاه سعی نکرد کاتولیک مذهب های مسیحی را در مقابل هیچ کدام از مذاهب مسیحی دیگر و یا پیروان سایر ادیان الهی و غیر الهی قرار دهد، اما رویه ای که در سخنان چند روز گذشته پاپ بندیکت شانزدهم دیده شد نه تنها در جهت صلح و ثبات جامعه بین المللی نیست بلکه می تواند به دامنه شعله های فروزان جنگ که در سراسر عالم در حال زبانه کشیدن است، بیافزاید.

اگر طبق گفته های پاپ بپذیریم که هیچ جنگ و دفاعی مشروع و مقدس نیست آنگاه سرنوشت جهان را تصور کنید که چگونه زورمداران تمامی سرنوشت جهانیان را به دست گرفته اند و باقی مردم از ترس اینکه متهم به تروریست بودن یا بی دین بودن نشوند، چگونه سر بر آستان بندگی زورگویان می سایند.

براستی این است معنی واقعی گفته عیسی (ع) که اگر کسی با سیلی بر طرف راست صورتت نواخت خود طرف چپ را برای سیلی ای دیگر مهیا ساز؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت 9:45