تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 عشق مثل مادر
                       ميم مثل مادر

اول بايد يك توضيح اينجا حتما خدمت بازديد كنندگان محترم عرض كنم. بسياري از بازديد كنندگان طي ايميل هايي برايم نوشته اند كه چرا من ، مطالب وبلاگ را خيلي دير به دير به روزرساني مي كنم؟

در جواب بايد بنويسم كه اين عنوان وبلاگ هم براي خودم دردسري شده كه نگو و نپرس!. من به خودم قول داده بودم كه به رصد مسائلي در كشور بپردازم كه كمتر مورد نقد رسانه اي قرار مي گيرد و رويكردم نيز بيشتر به مسائل سياسي و ناهنجاري هاي اجتماعي بوده كه همين موضوع دست من را در به روزرساني مي بندد، نكته ديگر اينكه با وضع و حال موجود كشور و تفكرات حاكم بر دولت، كمتر رغبتي در خودم مي بينم كه مسائل را از ديدگاه خودم نقد كنم چرا كه مي دانم هيچ گوش شنوايي وجود ندارد.

از اين مساله كه بگذرم بر خلاف رويه معمول مي خواهم اندكي درباره فيلم بنويسم.

روز پنج شنبه فرصتي شد تا به اتفاق همسر گرامي، فيلم ميم مثل مادر را تماشا كنيم. من به صورت شخصي علاقه عجيبي به فيلم هاي رسول ملاقلي پور دارم و شايد تا كنون همه فيلم هاي او را ديده باشم به دفعات متواتر. براي من سينماي ملاقلي پور سر شار از رك گويي ها و بي رودربايستي هاست. عناصر فيلم هاي ملاقلي پور به دليل صراحت لهجه بارزي كه دارد برايم جذاب است چه در فيلمهايي مثل مجنون و افق و يا در فيلمهايي مثل نسل سوخته و يا مزرعه پدري.

خيلي ها ملاقلي پور را كارگرداني عصبي مزاج مي دانند چيزي كه به جرات مي توانم بگويم به هيچ وجه در ذات اين كارگردان سينماي ايران نيست و وجود ندارد.

ملا قلي پور در فيلم ميم مثل مادر با تكيه بر عنصر درام يكي از بياد ماندني ترين فيلم هاي تاريخ سينما را رقم زده است. بازي درخشان گلشيفته فراهاني در كنار موسيقي تاثير گذار و همچنين فيلم برداري زبردستانه اين فيلم به علاوه داستان جذاب آن همه و همه باعث شده است كه تماشاگران با چشماني اشك آلود اما راضي از ديدن فيلمي خوب سالن هاي سينما را ترك كنند.

ملاقلي پور در اين فيلم باز هم به سراغ مسائل پس از جنگ رفته است. اينكه جنگ بعد از گذشت سالها از خاتمه آن، هنوز هم در ميان خانواده هايي از ايران وجود دارد مساله اي است كه بسياري از مسئولين سعي در كتمان آن دارند، اما ملاقلي پور با فيلم هايش اين تلنگر را به همه مي زند كه جنگ براي خيلي ها تمام نشده، چرا كه آثار ويرانگر آن هنوز گريبان مادران و فرزندان بسياري را  رها نكرده است.

گلشيفته فراهاني در اين فيلم به عنوان يك زن امداد گر، در بيمارستاني صحرايي و در حالي كه كودكي را از يك زن باردار به دنيا آورده است دچار گازگرفتگي شيميايي مي شود تا همين مساله باعث شود كه به هنگام بارداري پس از ازدواج حامل يك جنين بيمار گردد و اين يعني علاوه بر بيمار شدن خود مادر انتقال يك زخم كاري جنگ از مادري به كودك خود.

عشق و پايداري اين مادر در حفظ كودك و تلاش در بزرگ كردن او به نحوي كه ثابت كند كه بچه او نيز مي تواند مانند كودكان سالم درس بخواند و حتي از خيلي از همسالان سالم خود سروگردني بالابزند از او يك جنگجوي خستگي ناپذير مي سازد و قابل احترام.

ملاقلي پور عشق را به بهترين شيوه اش در اين فيلم به تصوير كشيده است، آنجا كه مادر با هزار زحمت آمپول را تهيه مي كند و در حاليكه خودش از شدت نفس تنگي در حال بيهوش شدن است، آمپول را به كودك خود تزريق مي كند.

به نظر من ملاقلي پور مديوم سينما را مي شناسد و از طرفي ديگر با جنگ و پيامدهاي اجتماعي آن نيز به خوبي آشناست، كارنامه سينمايي ملاقلي پور كارنامه اي درخشان است چرا كه به عنوان يك فيلمساز متعهد به مردم سعي مي كند فيلم بسازد و فيلم بسازد.

اگر ميم مثل مادر را تا كنون نديده ايد به همه شما خوانندگان عزيز توصيه مي كنم با قلبي سرشار از عشق به مادرانتان به ديدن اين فيلم برويد و مطمئنم كه بعد از آن با نگاهي ديگر به مادرانتان چشم خواهيد دوخت.

 

|+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 8:51