تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 بانکداری الکترونیک در ایران!
چند روز پیش در برنامه زنده گفتگوی خبری شبکه دو اخبار 22:30 موضوع برنامه به مساله بانکداری الکترونیک و پول الکترونیکی اختصاص داده شده بود. یکی از شرکت کنندگان این میزگرد که به صورت ویدیو کنفرانس حضور داشت، آقای دکتر علی اکبر جلالی ، استاد دانشگاه علم و صنعت و بنیان گذار اولین روستای الکترونیکی ایران (قرن آباد) بود.
آنچه من از گفته های دکتر جلالی دستگیرم شد این بود که ما در ایران توان کافی برای پیش برد اهداف بانکداری الکترونیک و استقرار سامانه های امن و دقیق را نداریم و به همین لحاظ می بایست در ابعاد سخت افزاری، نرم افزاری ، متدولوژیکی و مشاوره های مرتبط، از دانش متخصصان خارجی استفاده کنیم و این یعنی اینکه ما در داخل توان تولید دانش لازم جهت استقرار سیستم ها، زیر سیستم ها و رو سیستم های بانکداری الکترونیک را نداریم. بانکداری الکترونیک و یا آنچه از آن به E-Banking در دنیا تعبیر می شود خیلی هم مبحث جدیدی نیست که در طی هفت هشت سال گذشته مطرح شده باشد. در غرب بانکداری از سابقه ای چندین دهه ای برخوردار است. یادمان باشد وقتی در ایران دو بانک روسی و انگلیسی برای اولین بار تاسیس شدند و بعد ها به بانک های ملی و سپه تبدیل شدند سالها از ایجاد بانک و نظام بانکداری نوین در دنیا سپری شده بود. بانکداری الکترونیک بر پایه تئوری های بانکداری یکپارچه در غرب و اروپا پایه ریزی و اجرا شد و از این نظر که زیر ساختهای لازم، در تدوین برنامه ها و رویه ها و قوانین موجود بود ، در ساختار سیستم های شهری و ارتباطات سیمی و ماهواره ای نیز به سرعت توانست رشد کرده و بدون مشکل نسبت به خدمت دهی به مشتریان بانکها توفیق یابد. اگر به سیستم های پرداخت در کشورهای پیشرفته، توسط کارتهای اعتباری به صورت تلکس، تلفن، فاکس و تلگراف در گذشته های نه چندان خیلی دور و سامانه های POS ، ATM و حواله های اینترنی در حال حاضر، نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که علاوه بر زیر ساختهایی که جهت این امور فراهم بوده، قوانین و مقررات مربوط به آن تدوین شده و مردم نیز چون راحتی و سهولت استفاده از آنها را دیده و امتحان کرده اند به صورت فرهنگی نیز این موضوعات را پذیرفته اند تا جایی که در روزگار کنونی مردم کشورهای پیشرفته عملا پول نقد حمل نمی کنند و تمام دریافتها و پرداختهایشان از طریق انواع سیستمهای دریافت و پرداخت الکترونیک انجام می شود.
اما در ایران چه؟ یکی از عوامل اصلی افزایش تورم، افزایش نقدینگی در بازار است، اینکه چرا نقدینگی در بازار ایران زیاد شده باید به ریشه یابی های اقتصادی پرداخت که نه من دانشش را دارم و نه نوشته حاضر کاری به ریشه یابی اقتصادی موضوع بانکداری الکترونیک دارد. بانکداری الکترونیک این امکان را به شهروندان می دهد تا پول نقد را جابجا نکنند، برای مبالغ کلان از چک های بین بانکی و یا چک پول ها استفاده نکنند. پرداختهایشان را از طریق اینترنت و دستگاههای ATM انجام بدهند. مشکل در ایران اینجاست که سیستم های مرتبط با بانکداری الکترونیک خوب و دقیق کار نمی کنند. شاید بارها با این مشکل مواجه شده اید که دستگاه ATM (خود پردازهای بانکها) به هر دلیلی قطع هستند (البته این به غیر از مواقعی است که دستگاهها فاقد پول هستند) و یا سیستم های دریافت و پرداخت چک های سراسری در بانکها قطع است و شما نمی توانید پول را به حسابتان واریز کنید و یا چکتان را وصول کنید و یا مثلا به هنگام پرداخت مبلغ خریدتان در فروشگاه بعد از کشیدن کارت اعتباریتان در دستگاه کارت خوان( POS ) متوجه می شوید که تماس با مرکز برقرار نشده و نمی توانید از طریق کارت پرداخت کنید و برای تکمیل مراحل خریدتان یا باید پول نقد بدهید و یا کلا از خرید منصرف شوید. این را هم اضافه کنید که اصولا در بسیاری از جاها امکان استفاده از کارت اعتباری برای پرداخت وجود ندارد. این را بگذارید در کنار مشکل های انتقال آنی وجوه در بین بانکهای مختلف تا متوجه بشوید که ما از لحاظ بانکداری الکترونیکی چقدر دچار مشکل هستیم. سیستم بانکی ایران اگر می خواهد اثرات تورمی پول نقد را حل کند (حالا کاری به تکریم مشتری و سهولت دریافت و پرداختهایش نداریم) مجبور به روی آوری همه جانبه به بانکداری الکترونیک است که ظاهرا متوجه این موضوع در طول چند سال گذشته شده و گامهایی هم برداشته است که از قرار ، همین سیستم های نیم بند ATM و POS و پرداخت قبوض از طریق تلفن و تلفن همراه از دستاوردهای همین احساس نیاز است.
سئوال این است که آیا نمی شود مشکلات توسعه ای این سیستم را در داخل حل کرد و به گفته دکتر جلالی نیاز به متخصصان خارجی داریم؟ برای حل مشکلات سیستم بانکداری الکترونیک حد اقل باید 3 کار انجام شود.
1- قوانین مرتبط با بانکداری الکترونیک از سوی سیاستگذاران پولی و بانکی منطبق بر یافته های مدرن این موضوع در دنیا تدوین شده و آئین نامه های مربوطه نیز استخراج شده و ابلاغ گردد.
2- بستر سخت افزاری موضوع بررسی شده و از لحاظ تهیه پلان های مورد نیاز و تهیه سخت افزار در این زمینه اهتمام جدی صورت گرفته و همه چیز به صورت یکپارچه تهیه و نصب شود.
3- نرم افزارهای مورد نیاز و منطبق با نیازهای فعلی و آتی تهیه و تولید شود.
 
در قسمت اول که به نظر می رسد برای تدوین قوانین نیازی به متخصصین خارجی وجود ندارد هر چند که برای تدوین قوانین بهتر نیاز است تا از مشاورین دنیا دیده و منابع اطلاعاتی خارجی در این زمینه استفاده کرد. اما در قسمت دوم و سوم مشخص است که خارجیهایی که قبلا این سیستمهایی را در دنیا توسعه داده اند به راحتی می توانند در استقرار چنین سیستمی موفق باشند اما به چه قیمتی؟ آیا واقعا متخصصان داخلی توانایی انجام چنین کارهایی را ندارند؟ جواب سئوال من به آقای دکتر جلالی این است که جناب آقای دکتر، بر عکس شما من فکر می کنم در این موضوعات ما هیچ نیازی به متخصصین خارجی برای تهیه نقشه ها و انتخاب تکنولوژی ها و تهیه و تولید نرم افزارها نداریم. ما فقط نیاز به سخت افزار داریم که آن هم به هر ترتیب از خارج قابل تهیه است و متخصصین داخلی می توانند آنها را نصب و از آنها بهره برداری کنند. بله اگر همه کارها به آقایان دکتر جلالی ها در دانشگاهها و دوستانشان در شرکتهایی مانند توسعه خدمات الکترونیک و یا داده پردازی ایران سپرده شود، برای چپاول اعتبارات تخصیص یافته از سوی بیت المال مسلمین حتما نیاز به کمک گیری از متخصصان خارجی با میلیون ها دلار دستمزدهای سالانه شان، وجود دارد. اما اگر، به بخش خصوصی داخلی توجه لازم صورت بگیرد قطعا دانش مورد نظر را پیدا خواهد کرد و چه از لحاظ تهیه سخت افزار و چه از منظر تولید نرم افزار بدون وابستگی های آنچنانی به خارج توان رفع مشکلات را خواهد داشت. بانکداری الکترونیکی و یا هر خدمتی که مبتنی بر فناوری اطلاعات باشد با دانش متخصصان داخلی قابل اجرا و توسعه است به شرطی که عده ای دانش داخلی را دست کم نگیرند و به هر دلیلی اصرار نداشته باشند که پای خارجیها را به مسائلی از این دست بکشانند. مباحث کامپیوتری در بالاترین سطح در ایران تدریس می شود و در بالاترین سطح نیز متخصصان ایرانی به دانش های روز دسترسی دارند به شرطی که دولتمردان ایرانی به توانایی های داخلی باور داشته باشند و فرافکنی های افرادی مانند دکتر جلالی را زیاد جدی نگیرند.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:1  
 دمکراسی یعنی همین

 

 

 

 

                    

جمهور یعنی مردم. رئیس جمهور یعنی ریاستی از طرف مردم برای مردم و در نهایت پارلمان یعنی محل تجلی اراده مردم برای تصویب قانون.

انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران طی دو مرحله در اسفند 86 و اردیبهشت 87 برگزار گردید و طبق گفته های وزیر کشور (بالاترین مرجع رسمی در امر انتخابات) نزدیک به 70 درصد کرسی ها از آن اصولگرایان(از هر دو طیف) 16 درصد نصیب اصلاح طلبان و 14 درصد کرسی های باقیمانده نیز به تملک نمایندگان مستقل در آمد و بدین ترتیب طی 4 سال آینده مجلس شورای اسلامی ایران در سیطره گفتمان اصولگرایی خواهد بود.

اینکه چرا اصلاح طلبان با همان مقدار باقیمانده کاندیداهایشان که از فیلتر شورای نگهبان هم رد شده بودند نتوانستند توفیق پیدا کنند بحثی جداگانه است که نیاز به موشکافی دقیق و اصولی دارد. آنچه که من می خواهم در این جستار بگویم بحث دموکراسی و حضور مردم یک جامعه در فرآیند دموکراسی است.

دقیق نمی دانم که میزان مشارکت مردم در انتخابات چقدر بوده، چند درصد بوده و چند نفر بوده اند که در انتخابات شرکت کرده اند. اما اگر خوب فکر کنیم می توانیم به یاد بیاوریم که بعد ازبرگزاری هر انتخاباتی در هر کجای دنیا، دیگر نمی گویند که چند در صد مردم در انتخابات شرکت کرده اند بلکه فقط به نتیجه انتخابات نگاه می کنند و می بینند که چه کس و یا چه کسانی و با چه گرایشی پیروز انتخابات شده اند.

حالا هم انتخابات مجلس ایران برگزار شده، اکثریت مطلق مجلس در اختیار اصولگرایان قرار گرفته و تا 4 سال آینده کلیه قوانین و مقررات و رای اعتمادها و عدم اعتمادها با نگاه اصولگرایی مطلق به تصویب خواهد رسید.

حالا اینکه اکثریت جمعیت ایران به چنین مجلسی با چنین ترکیبی رای داده و یا اقلیت جمعیت ایران ، مهم نیست، مهم این است که پارلمان با رای درصدی از مردم و بر اساس رای جمهور تشکیل شده و تا 4 سال مقدرات تقنینی و نظارت تقنینی کشور را بر عهده دارد.

در کلیه جوامع دموکراتیک مردم به نتایج آرای انتخابات احترام می گذارند چه خودشان در فرآیند رای گیری شرکت کرده باشند و چه نکرده باشند.

در ایران هم باید به این نتیجه به دست آمده احترام گذاشت اما باید سئوالی هم مطرح کرد، اگر ما با نتیجه به دست آمده مخالفیم باید ببینیم که در پیش آمدن شرایط حاضر چه نقشی ایفا کرده ایم؟

من مطمئنم که نقش بسیاری از مردم ایران در فرآیند انتخابات اخیر منفعلانه بوده است، پس روی سخنم با همه منفعلان است که اگر کاری نتوانستید انجام بدهید و یا نخواستید انجام بدهید بهتر است لا اقل به دموکراسی احترام گذارده و نتیجه را بپذیرید و اگر خیلی هم برایتان گران تمام شده است از آن عبرت بگیرید.

فراموش نکنیم دموکراسی چیزی جز این نیست. هست؟ دموکراسی یعنی همین!

|+| نوشته شده توسط ایرانی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:31