تبليغاتX
میرحسین موسوی
دیده بان ایران
 دوم خرداد 76 ؛ اشکها و لبخندها
دوم خرداد 76 به واقع حماسه ای بود که توسط مردم ایران رقم خورد. مجموعه تشکل های همسو ، ناطق نوری رئیس مجلس چهارم را به عنوان کاندیدا معرفی کرده بود و بر پیروزیش مطمئن بود. گروههای چپ آن روزگار بعد از 7 سال کنارگذاشته شدن از حکومت ، سید محمد خاتمی را کاندیدا کرده بودند تا میزان رایشان در میان مردم را بسنجند و اصلا فکر هم نمی کردند که برنده باشند. سید محمد خاتمی کاندیدایی بود که عیار رایی چپ ها را می توانست نشان دهد. اما اتفاقات به گونه ای دیگر روی داد و کاندیدای ناشناخته (از نظر مردم) چپ ها بزرگترین رفراندوم پس از انقلاب را رقم زد. نزدیک به 21 میلیون نفر از مردم ایران به سید محمد خاتمی رای دادند و دوم خرداد به عنوان حماسه در تاریخ ایران ثبت شد. همانگونه که قبلا مشروطه تاریخی شده بود. همانگونه که پیروزی مصدق و ملی شدن صنعت نفت تاریخی شده بود و همانگونه که 22 بهمن 57 تاریخی شده بود. سید محمد خاتمی با اندیشه های مترقی به میدان آمد. حاکمیت قانون، گفتگوی تمدن ها و توسعه سیاسی. در میان شعارهایش هیچ بحثی از اقتصاد نبود. هیچ شعاری در رابطه با بهبود وضعیت معیشتی و یا اشتغالزایی نداد، اما مردم او را با آراء 20 میلیونی خود انتخاب کردند. چرایی انتخاب خاتمی توسط مردم دلایل زیادی دارد اما مهمترین دلیل شاید ایجاد فضای بسته سیاسی در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی بود. مردم خاتمی را انتخاب کردند چون نمی خواستند کاندیدای مورد حمایت اکثریت حاکمیت (ناطق نوری) پیروز شود و هر آنچه که مردم خواستند همان شد. اما دو دوره ریاست جمهوری خاتمی با وجود همه حسن هایی که داشت، با همه دستاوردهای مثبتش آن چیزی نبود که مردم خواسته بودند. اتفاقات فراوانی در این دوران 8 ساله پس از دوم خرداد 76 روی داد اما بدترین فاجعه انتخاب دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور پس از خاتمی بود و این یعنی آخرین حلقه از ناکامی های دوم خرداد. از نظر من دلایل زیر به عقیم ماندن حرکت دوم خرداد و جریان اصلاحات کمک فراوانی کرد: 1- خاتمی صلابت لازم را برای پیشبرد شعارهایش نداشت. 2- مردم همراهی لازم را با دولت خاتمی نداشتند. 3- گروههای دوم خردادی سطح مطالبات و توقعات مردم را تا جایی بالا بردند که دولت خاتمی توان اصلاحات حداقلی را هم از دست داد. 4- مجلس برآمده از رای اصلاحات توانایی و جسارت کافی برای استفاده از حداقل های موجود در قانون اساسی را نداشت و یا از آنها بهره برداری نکرد. 5- کابینه خاتمی آن کابینه ای نبود که برآیند خواسته های مردم باشد. 6- در تعیین استراتژی ها، هم دولت و هم مجلس اصلاحات، اشتباهات فاحشی را مرتکب شد. 7- هیچ کس نخواست بفهمد که اصلاحات تدریجی و زمانبر است و باانقلاب تفاوت دارد. 8- شعار عبور از خاتمی دولت او را به سمت انفعال برد. از نظر من اینها دلایلی است که به اصلاح طلبان بر می گردد و گرنه دلایل دیگری نیز بود که زیاد ارتباطی به اصلاح طلبان نداشت، اما اگر اصلاح طلبان در ابتدای فعالیتشان موثر عمل کرده بودند می توانستند قدرت طرف مقابل را کم اثر و یا بی اثر کنند. به واقع اصلاح طلبان از پشتوانه 20 میلیونی رایشان نتوانستند بهره برداری کنند. و امروز دوم خرداد فقط یک خاطره عبرت آموز است البته با گذشته ای سرشار از اشکها و لبخندها برای امثال من، برای آدمهایی که تبلیغات کردیم، بازداشت شدیم، کتک خوردیم، تحقیر شدیم، پیروز شدیم و شادی کردیم، محاکمه شدیم، ممنوع الفعالیت شدیم، از شهر و خانه و کشورمان آواره شدیم اما همچنان به اصلاح ساختار موجود امیدواریم
|+| نوشته شده توسط ایرانی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 13:51