|
دوم خرداد
تقويم را كه ورق بزني و به امروز برسي (براي من كه اينگونه بود) تا چشمت به دوم خرداد بيافتد لبخندي بر روي لبهايت نقش مي بندد و لختي بعد همان لبخند بر روي لبهايت مي ماسد. دوم خرداد فصلي نو براي آزادي خواهان بود. روزي چون دوم خرداد در تاريخ 100 ساله مبارزه مردم ايران براي دست يافتن به آزادي بيش از چند بار تكرار نشده است. روز پيروزي انقلاب مردمي ايران در بهمن 57، روز فرار شاه در دي ماه 57، روز ملي شدن صنعت نفت و روز امضاي فرمان مشروطه، اين روزها اگر چه روزهاي سرنوشت سازي براي دست يازي مردم ايران به آزادي و دموكراسي و عدالت بود اما روزهاي بد و دهشتناكي را نيز پشت سر خود داشت. روزهاي از دست رفتن ثمرات نوظهور مشروطيت و استيلاي ديكتاتوري محمدعلي شاهي و كشتار ملك المتكلمين ها، كودتاي 28 مرداد، جنگ تحميلي، بسته شدن فضاي مطبوعاتي، قتل هاي زنجيره اي، سركوب جنبش هاي دانشجويي و مدني و مثال هايي ديگر از عسراهاي پس از آن يسراهاست كه خنده ها و لبخندها را از لبهاي عاشقان آزادي و عدالت مي زداييد. اما دوم خرداد 76 روز خاطره انگيزي بود. در آن روزها مثل امروز خبري از اينترنت و بلوتوث و ماهواره و پيام كوتاه نبود. در آن روزها فقط يك روزنامه مستقل (سلام) وجود داشت (حالا هم روزنامه چنداني نيست كه مستقل باشد) مردم مي خواستند در انتخاباتي شركت كنند كه گفته مي شد برنده از قبل مشخص شده است، حاكميت تمام قد و با تمام قوا از يك كانديدا حمايت مي كرد و چه تبليغات پر دامنه و پرخرجي را برايش تدارك ديده بود، اما مردم در يك هفته مانده تا انتخابات كاري كردند كارستان، مردم خواستند تا بر خلاف جريان رسمي حركت كنند، ياس و نا اميدي را كنار گذاشتند و بر همه تبليغاتي كه قدرت آنها را ناديده مي گرفت لعنت فرستاده و وارد صحنه شدند. آري مردم با حضور مثال زدني شان، قدرت واقعي خويش و قدرت بي پايان دموكراسي را به تصوير كشيدند. مردم خالق دوم خرداد شدند. بيش ار 29 ميليون ايراني در انتخاباتي تاريخي شركت كردند و با همه نا مرادي ها و بيم هايي كه بود بيش از بيست ميليون نفر به سيد محمد خاتمي راي دادند و او را براي رياست جمهوري ايران انتخاب كردند. دوم خرداد يك برنده بزرگ داشت و آن مردم بودند كه خواست و اراده شان براي يك نه بزرگ تاريخي باعث شد تا سيد محمد خاتمي نامش از صندوق ها بيرون بيايد و در تمام جهان بلند آوازه شود. امروز نيز همان شرايط است، بسياري از مردم در كوچه و خيابان در گوشي و يا بلند بلند اين نكته را اظهار مي كنند كه حضور در انتخابات بي فايده است و رئيس جمهور از قبل انتخاب شده است، اما همين مردم در گوشه ذهنشان هنوز دوم خرداد 76 را نيز به ياد دارند. شايد 22 خرداد امسال نيز اتفاقي ديگرگونه و برخلاف جريان رسمي حاكميت اتفاق بيافتد (كه به يقين به صواب است كه اتفاق بيافتد) و كسي انتخاب شود كه قطعا خواست قاطبه مردم باشد. اگر همه مردم ايران كه توان راي دادن دارند در انتخابات شركت كنند مطمئنا حادثه اي بزرگ و بياد ماندني اتفاق خواهد افتاد. حادثه اي كه به حتم در مسير اصلاحات است. در دوم خرداد 88 به همه آزادگاني كه دوم خرداد 76 را رقم زدند درود مي فرستم و آرزو مي كنم كه 22 خرداد 88، دوم خردادي ديگر باشد. يعني روز تجلي اراده واقعي مردم، روزي كه دموكراسي واقعي با قدرت مردم بار ديگر به نمايش گذاشته مي شود. |+| نوشته شده توسط ایرانی در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 7:51 اولين پست بلاگ بعد از مدتها
اِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا خـداونـد بـه شـمـا فـرمان ميدهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامى كه مـيـان مردم داورى ميكنيد از روى عدالت داورى كنيد. خداوند پند و اندرزهاى نیکویى به شما ميدهد، خداوند شنوا و بيناست . (قرآن کریم، سوره نساء آيه 58) مدتهاست در اين بلاگ چيزي ننوشته ام. واقعا در طول چهار سال گذشته دستم به قلم نمي رفت تا چيزي در خور توجه ايران و ايراني بنويسم. خيلي ها از عكس بلاگ سئوال كردند كه فلاني نمي خواهي عوضش كني؟ گفته بودم تا 22 خرداد 88 صبر مي كنم كه اگر خاتمي بازگشت و مردم هم انتخابش كردند قطعا عوضش خواهم كرد و حالا كه خاتمي نيامده تا بماند بر مسند رياست جمهوري، هيچ گاه آن را عوض نمي كنم. اما از امروز تصميم دارم بنويسم. چرا كه امروز جاي سكوت و درنگ نيست. تمامي امكانات دولتي و حكومتي بسيج شده است تا فقط يك كانديدا مطرح شود و بقيه نه ديده بشوند و نه شنيده بشوند. امروز سكوت هركسي كه زباني براي گفتن و قلمي براي نوشتن دارد، خيانتي است به مردم، به ايران. من نمي گويم همه در طرفداري از كانديداي مورد علاقه من بنويسند و بگويند. نمي خواهم همه از ضرورت شركت در انتخابات بنويسند و بگويند و مردم ايرانمان را ترغيب به حضور در انتخابات كنند بلكه حتي مي خواهم آنها كه مخالف شركت در انتخابات نيز هستند هم بنويسند و بگويند، از دلايلشان و اينگونه است كه جامعه چند صدايي دوباره پا مي گيرد و در ميان اين همه صدا ديگر آن دالان رسمي اي كه مي خواهد فقط يك صدا شنيده شود، مجالي براي عرض اندام نخواهد داشت كه او نيز فقط يك صدا از خيل عظيم صداها خواهد بود. من از اين به بعد تا روز 22 خرداد سعي مي كنم هميشه و همواره بنويسم. اين بار از مير حسين موسوي خواهم نوشت. نامي كه نوستالژي روزگار كودكيم است. مردي كه عينكي كائوچويي و بزرگ داشت، اندامي لاغر و صورتي با ريش هاي پر و هميشه مرتب و مشكي. آري مير حسين موسوي مردي كه در دوران جنگ خاطرات خوبي را براي مردم و مسئولين در آن سالهاي هراس و بيم و اميد رقم زده بود.
|+| نوشته شده توسط ایرانی در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 16:15 |
|






